وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٨ - ب دلالت حديث
صورت مسطّح دربياورد، و حديث گواه بر اين است كه بايد روى قبر مسلمان، مسطح باشد، نه مسنَّم، مانند پشت ماهى.
در آن زمان سطح قبور هموار نبود، ووسط آن ها مانند كوهان شتر ارتفاع داشت، ويا به صورت پشت ماهى بود، امام دستور داد كه ابى الهياج قبور را از اين حالت بيرون آورد. اين سخن چه ارتباطى به ويران كردن قبر از اساس و يا تخريب ابنيه روى آن دارد؟!
اتفاقاً ناقلان حديث وشارحان آن، حديث را به نحوى كه گفتيم، تفسير كرده اند:
١.مسلم نويسنده «صحيح» اين روايت را تحت اين عنوان آورده است:«باب الأمر بتسوية القبر» و معنى اين عنوان اين است :«بابى كه در آن روايت مربوط به صاف كردن قبر وارد شده است». واين حاكى از آن است كه نويسنده حديث نيز از «مُشرف» ضدّ مسطح، و از «تسويه» تسطيح آن را فهميده است.
٢. مسلم در آغاز اين باب نقل مى كند كه: فضالة بن عبيد با گروهى در سرزمين روم بود. يك نفر از ياران وى درگذشت و او به دفن وى پرداخت و قبر وى را مسطح كرد و گفت: از پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)شنيده ام كه قبرها را مسطّح و مساوى سازيد.
همه اين قراين گواهى مى دهد كه مقصود از «مشرفاً»، بلندى سطح قبر از زمين نيست، بلكه بلندى خاصى در خود قبر، مدّ نظر مى باشد(اعم از آنكه با زمين مساوى، و يا بلندتر و پست تر از آن باشد).
٣. نووى در توضيح اين حديث مى گويد: قبر نبايد اززمين بلندتر يا