وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢١ - د تصرفهاى حضرت مسيح (عليه السلام)
را به خود نسبت مى دهد، و آيه ديگر نيز كه خداوند نيز صريحاً امور مزبور را به او نسبت داده، مؤيّد اين امر است:
(وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطَّيْرِ كَهَيْئَةِ الطّين بِإِذْني فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُون طَيراً بِإِذْني وَتُبْرِئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْني وَإِذْ تَخْرُجُ الْمَوتى بِإِذْني).[١]
«هنگامى كه از گل صورت پرنده اى را به اذن من ساختى در آن دميدى، و به اذن من پرنده شد و كور مادزاد و پيسى را به اذن من شفا دادى، و مردگان را زنده كردى».
در جمله هاى اين آيه دقت بيشترى كنيم تا روشن شود كه از نظر قرآن، فاعل و انجام دهنده اين امور كيست؟ خداوند نمى گويد:«من آن مرغ را آفريدم» ، «من آن فرد نابينا را شفا دادم»، «من آن مرده را زنده كردم» بلكه مى گويد:
«تو آفريدى»:(إِذْ تَخْلُقُ) .
«تو «بهبودى بخشيدى»:(وتُبِرئُ):
«تو زنده كردى»:(إِذْ تَخْرُجُ الْمَوتى) .
چه صراحتى بالاتر از اين؟
ولى براى اينكه روشن شود كه هيچ بشرى در ايجاد وابداع اشياء، استقلال ندارد، قرآن براى كوبيدن افكار غير صحيحِ دوگانه پرستان ـ كه تصور مى كنند بشر در آفرينش خود به خدا نياز دارد، ولى در افعال و كارهاى خود كاملاً مستقل و از خدا بى نياز است.ـ در همه اين موارد كارهاى حضرت مسيح را مقيد به اذن الهى كرده و موضوع توحيد در افعال را كه از مراتب توحيد است رعايت نموده است.
[١] مائده/١١٠.