وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٩ - ٤ تبرك به قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
مى دانى چه مى كنى؟ آن مرد سر برداشت و معلوم شد كه ابوايوب انصارى صحابى بزرگ و ميزبان پيامبر است. وى در پاسخ مروان چنين گفت:
من به سوى سنگ نيامده ام، من آهنگ پيامبر كردم، ولى اى مروان از پيامبر شنيده ام كه فرمود: آنگاه كه دين را صالحان رهبرى مى كنند بر آن گريه نكنيد، آنگاه گريه كنيد كه رهبران از نا اهلان باشند، يعنى تو و بيت اموى .
اين بخش از تاريخ كه حاكم نيشابورى آن را در «مستدرك صحيحين» نقل كرده است[١] حاكى از عمل ياران پيامبر است كه با گذاردن صورت بر قبر شريف پيامبر تبرك مى جستند، همچنان كه از مخالفت امثال مروان بن حكم كه مهر پيامبر بر دل آنان نبود ـ با امر تبرّك حكايت مى كند.
ب: صحابى بزرگ بلال حبشى كه پس از رحلت پيامبر مرزبانى را بر اقامت در مدينه برگزيد شبى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)را به خواب ديد كه به او مى گويد جفا تا كى؟ او از خواب بيدار شد و در انگيزه گِلِه پيامبر انديشيد به خاطرش رسيد كه در اين مدت كه از مدينه بيرون آمده به زيارت قبر پيامبر نرفته است فرداى آن روز آهنگ مدينه كرد وقتى وارد مدينه شد در كنار قبر پيامبر نشست گريه ها سر داد و صورت خود را بر آن مى ماليد، وقتى حسنين(عليهما السلام)را ديد هر دو را در بغل گرفت و بوسيد و به درخواست آنان همان شب در نقطه اى كه هميشه اذان مى گفت اذان سر داد.[٢]
ج: دخت گرامى پيامبر پس از درگذشت و دفن پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم)در كنار قبر وى ايستاد و مقدارى از خاك قبر بر صورت نهاد و اشك ريخت و اين دو شعر را سرود:
[١] مستدرك حاكم:٤/٥٦٠، حديث ٨٥٧١. [٢] . تاريخ ابن عساكر: ترجمه ابراهيم بن محمد:٧/١٣٧، شماره ٤٩٣.