وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٢ - ١ اتّحاد رمز پيروزى
روى نقطه اى خاص از اجسام «متمركز» كرده وآنها را جابجا مى كند.
از دو ارتشِ درگير، پيوسته آن ارتشى پيروز است كه از پراكندگى قوا و تشتّت آراء به دور باشد و افراد آن، در پرتو يك رهبرى هشيار و مقتدر، به وحدتى آهنين رسيده باشند، و آن ارتشى، كه هر جناح و جوخه اش سازى جداگانه مى زند، پيشاپيش محكوم به شكست است.
گروهى اندك امّا يكپارچه و مصمّم، بر جماعت بسيار امّا پراكنده و پريشان، غالب مى شود و داستان آن ٣٠٠ سرباز، كه به دست دو تن دزد خلع سلاح و غارت شدند، مشهور است كه سخنگوى آنان به هنگام محاكمه گفت: سرّ پيروزى دزدان بر ما اين بود كه آنان دو تن بودند«همراه» و ما سيصد تن بوديم «تنها»!
پشّه چو پر شد بزند پيل را *** با همه تندىّو صلابت كه اوست
مورچگان را چو بود اتّفاق *** شير ژيان را بدر آرند پوست[١]
امروزه مشكلات بزرگ ملّى وجهانى، در مجامع عمومى و از طريق اجتماع و تبادل نظر انديشمندان، حلّو فصل مى شود و اگر عقل و شرع، اين همه بر شورا و مشورت تأكيد دارند از آن روست كه انديشه تنها و تكرو ـ چنان كه بايد ـ به زواياى پنهان مسئله، راه نمى يابد، و از برخورد وتضارب ميان افكار گوناگون است كه برق حقيقت، مى جهد و تاريكيها و ابهامات را روشن مى كند آرى، اتحاد رمز پيروزى و پيشرفت ملتهاست.
[١] گلستان سعدى، باب سوم، در فضيلت قناعت.