وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥ - ٢ ابن تيميّه زمان، زندگى و انديشه
بسيارى از مسلمانان (بويژه شيعيان) خدا را پيراسته از جسم و جسمانيّت دانسته، و برتر از آن مى شمارند كه در مكان خاصى محدود و مُحاط شود. زيرا آياتى چون (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىء) و (لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَد) ، با مفهوم روشن خود، آنان را از تشبيه خداوند به صفات مخلوقات باز داشته است. امّا ابن تيميّه از آيه مزبور تفسيرى ارائه داد كه مخالف آيات فوق، و مستلزم شباهت خداوند به انسانهاست.
انتشار پاسخ ابن تيميه در دمشق و اطراف آن، غوغايى به راه افكند و علما از جلال الدين حنفى، قاضى وقت، محاكمه وى را خواستار شدند. قاضى او را احضار كرد ولى وى از حضور در محكمه سرباز زد.
ابن تيميّه، پيوسته افكار عمومى را ـ با نظر دادن بر خلاف آراى مشهور و رايج مسلمين ـ متشنج مى كرد، تا اين كه در سال ٧٠٥ در دادگاه محكوم و به مصر تبعيد شد. وى در سال ٧٠٧ از زندان آزاد شد ولى تا سال ٧١٢ به شام برگشت و در آنجا به نشر افكار و نظريّات خود پرداخت، تا اينكه مجدداً در سال ٧٢١ محكوم به زندان شد و در ٧٢٨ در زندان درگذشت.[١]
ذكر بيانيّه هايى كه عالمان بزرگ شام و مصر درباره ابن تيميّه صادر كرده اند، در اين مختصر نمى گنجد، لذا به گزيده اى از آنها اكتفا مى كنيم تا نقش او در تشويش افكار عمومى آن زمان و پاشيدن بذر نفاق روشن شود.
ابن بطوطه جهانگرد معروف در سفرنامه خود معروف به«رحله ابن بطوطه» مى نويسد :من در دمشق فقيه بزرگ حنابله تقى الدين بن تيميه را ديدم، او در
[١] البداية و النهاية، ابن كثير دمشقى:١٤/٥٢.