وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٥ - نام گذارى فرزندان با پيشوندعبد» وغلام»
مى گويد:(قُلْ يا عِباد الَّذّينَ آمَنوا اتَّقوا ربّكُمْ) [١] ، به علت همين ملاك است.
اين نوع بندگى لازمه وجود هر انسانى است، كه هرگز از اوجدا نمى شود و برپايه همين ملاك فقط بايد بنده خدا بود، و او را پرستش كرد.ولى هرگاه ملاك بندگى يك نوع قرارداد اجتماعى يا تشريع الهى باشد در اين نگاه بندگى انسان مخصوص خدا نيست، بلكه انسان در شرايطى مى تواند بنده انسان ديگر باشد.اينك به هر دو نمونه اشاره مى كنيم:
١.زورمداران،در طول تاريخ از طريق اعمال زور و قدرت، بيچارگان را به بندگى مى گرفتند، و به خريد و فروش و توالد و تناسل آنها مى پرداختند. تا چندى قبل، اين شيوه ضد انسانى در اروپا وامريكا رواج داشت و هم اكنون سياهان امريكا، از نسل انسانهايى هستند كه از افريقا به زور به عنوان برده به اين سرزمين منتقل شده اند.اسلام اين نوع بردگى را مردود دانسته و تنها به يك نوع برده گيرى در جنگ ـ آن هم براى حفظ جان دشمن اسير از كشته شدن ـ صحه نهاده و اسيران جنگى را بندگان سپاه اسلام تلقى نموده است كه تفصيل آن در كتاب جهاد از فقه آمده است.
٢. قرآن مجيد انسانها را به دو دسته تقسيم مى كند و مى فرمايد: (الحرّ بالحرّ والعبد بالعبد) [٢] يعنى آزاد در برابر آزاد، و برده در مقابل برده(قصاص مى شوند)، مقصود از عبد در آيه، عبد تكوينى و آفرينشى نيست زيرا بندگى به اين معنى به قسم خاصى از انسان ها اختصاص ندارد، مقصود از آن «برده» در مقابل «حر و آزاد » است اكنون بايد ديد اين افراد كه قرآن از آنها ياد مى كند، بنده چه كسانى هستند، مسلماً بنده كسى هستند كه از نظر قانون اسلام، بر او
[١] زمر/٢٠. [٢] . بقره/١٧٨.