وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥ - نوانديشى دينى
بسم الله الرحمن الرحيم
نوانديشى دينى
نوانديشى دينى كه امروز بر سر زبانها افتاده و خوراك پاره اى از مطبوعات شده است، پديده جديد و تازه اى نيست. در تاريخ، سابقه ديرينه اى دارد و تاريخ عقايد و فرهنگ اسلامى بر قدمت آن، گواهى مى دهد.
پس از درگذشت پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)، و اصطكاك فرهنگ اسلامى با انديشه هاى وارداتى رومى و ايرانى و هندى، پديده نوانديشى در دين، در مجامع علمى قد برافراشت و گروهى تحت عنوان اصلاح گران دينى و مبارزه با بدعت ها و پيرايه ها، مكتب هايى را پى ريزى كردند، كه متأسفانه نه تنها به بدعت ستيزى نيانجاميد، بلكه منشأ يك رشته بدعت هاى تازه بر پيكر دين گرديد. برخى كه از دور شاهد جريانها هستند، آنان را مصلح و نوانديش[١] مى شمرند، در حالى كه آنان، بحق، مصداق اين آيه مباركه مى باشند:(وَإِذا قيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ قالُوا إِنّما نَحْنُ مُصْلِحُون)[٢] :«آنگاه كه به آنان گفته مى شود: از فساد بپرهيزيد، مى گويند: ما اصلاحگران هستيم»!
اخيراً، نوانديشى دينى در قالب «مبارزه با شرك و بدعت» ظهور كرده و از اين عنوان بس زيبا، كه قلب هر موحدى براى آن مى طپد، در ترويج برداشت هاى
[١] أحمد امين مصرى: ١٢٩٦ ـ ١٣٧٢ در كتاب زعماء الاصلاح . [٢] . بقره: ١١ .