وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٨ - ٤ تبرك به قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
بزرگان اصرار مىورزيدند كه پيامبر دست به سرآنان بكشد وآنان را متبرك سازد. زياد بن عبداللّه از آن گروهى است كه پيامبر در باره آنها دعا كرد ودست بر سر وى نهاد و آنگاه آن را تابينى او كشيد.شاعر درمدح فرزند زياد به نام على چنين مى گويد:
يابـن الّذي مسـح النبي برأسه *** ودعا له بالخير عند المسجد[١]
٣.تبرك به آب وضو وغسل پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
يكى از كارهاى رائج در زمان حيات رسول خدا اين بود كه به آب وضو و غسل او تبرك جسته وبه خود اجازه نمى دادند كه قطره اى از آن به زمين بريزد،واگر زياد بود آن را مى خوردند، وگرنه به صورت خويش مى ماليدند.
عروة بن مسعود ثقفى نماينده قريش در صلح حديبيه اين منظره را ديد وبه سران قريش ياد آور شد وگفت:« ياران محمد براى به دست آوردن آب وضوى او به زد وخورد مى پرداختند . نه تنها به آب وضو و غسل او، بلكه به باقيمانده آب وغذاى او وحتى به كاسه اى كه از آن آب خورده يا چاههايى كه از آن آب نوشيده بود نيز تبرك مى جستند».[٢]
٤. تبرك به قبر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)
الف: مروان بن حكم وارد مسجد شد، ديد مردى صورت خود را بر قبر پيامبر نهاده است، مروان گردن او را گرفت و عقب كشيد، و به او گفت:
[١] طبقات ابن سعد ، ١/٥١ـ اصابه ١/٥٥٨. [٢] . كنز العمال:١٦/٢٤٩ ; سيره دحلان:٢ /٢٤٦; صحيح مسلم:٤/١٩٤٣( فضائل ابى موسى) مراجعه كنيد.