وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٧ - بدعت در دين
ب: واقع بينى و حفظ مصالح انسانها ايجاب مى كند كه قانونگذار از هر نوع حب ذات و سودجويى در تدوين قانون، پيراسته باشد. زيرا غريزه «خودخواهى» و «منفعت طلبى»، حجاب غليظى ميان قانون گذار وواقع گرايى پديد مى آورد، و قانونگذار هر چه هم دادخواه و واقع بين و منصف باشد بى اختيار تحت تأثير خودخواهى قرار مى گيرد.
ج: هراس و ملاحظه از اشخاص، گروهها و جريانهاى پر نفوذ وقدرتمند اجتماعى، از ديگر عواملى است كه قانونگذار را از رعايت اصول قانونگذارى و تدوين قوانين بى طرفانه و در عين حال جامع الأطراف باز مى دارد ومانع آن مى شود كه در نگارش قانون، تنها به مصالح عمومى بينديشد وصرفاً آنچه را كه خير عامّه در آن است به صورت مادّه و تبصره در كتاب قانون درج كند.
ترس و نگرانى از كانونهاى قدرت، چه فردى وچه حزبى و گروهى، همچون شمشير دموكلس همواره بر سر قانونگذار آويخته است و بسان جاذبه مغناطيس، بر احساسات، گرايشها وحتى زاويه نگاه وى تأثير مى گذارد. بويژه در تلاطم بحرانهاى اجتماعى، قانونگذار بايستى با امواج قدرتمند فكرى وسياسى زمانه همسو شده و به گرايش مسلّط رايج، گردن نهد و گرنه خود را براى اتهام و انزوا (واحياناً حبس و زندان) آماده ساخته، كانون قانونگذارى را به ديگرى سپارد. زيرا اگر ملاحظه هم نكند، قدرت درگيرى و متوقف ساختن امواج نيرومند را ندارد.
در اينجا نيز تنها ذات احديّت است كه ترس و هراس از گزند هيچ قدرتى، در حوزه كبريائيش راه ندارد و بى ملاحظه سود و زيان، قوانين مقتضى را براى بشر وضع مى كند.