وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٠ - د تصرفهاى حضرت مسيح (عليه السلام)
(أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونَ طيراً بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرئُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَص وَأُحْي المَوْتى بِإِذْنِ اللّه) .[١]
«من براى شما از گل، شكل مرغى مى سازم و در آن مى دمم كه به اذن خدا پرنده مى شود، كور مادر زاد و مبتلايان به بيمارى پيسى را شفا مى دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى كنم».
در اين آيات حضرت مسيح، امور زير را به خود نسبت مى دهد:
١. ساختن پرنده اى از گل.
٢. دميدن در پرنده و زنده كردن آن.
٣. شفاى كور مادرزاد.
٤. درمان بيمارى پيسى.
٥. زنده كردن مردگان.
حضرت مسيح (عليه السلام)خود را فاعل اين امور مى داند، نه اينكه از خدا درخواست كند و او انجام دهد . زيرا مى گويد: «اين كارها را من به اذن خدا انجام مى دهم» براستى، اذن خدا در اين موارد چيست؟ آيا اذن در اين موارد يك اجازه لفظى است؟مسلّماً نه، بلكه مقصود از آن اذن باطنى است. به اين معنا كه، خدا به بنده خود آنچنان و نيرويى مى بخشد كه وى به انجام اين امور توانا مى گردد.
گواه بر اين تفسير، اين است كه بشر نه تنها در امور غير عادى، بلكه در امورد عادى نيز به «اذن خدا» نيازمند است و هيچ كارى بدون اذن او صورت نمى پذيرد. اذن الهى در تمام موارد، همان لبريز كردن فاعل از قدرت و رحمت خويش است، و ـ لذا ـ در آيه مورد بحث، حضرت مسيح تحقق امور ياد شده
[١] آل عمران/٤٩.