وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٤ - واقعيت انسان چيست؟
آگاهى از سرنوشت انسان پس از مرگ در گرو بررسى سه اصل مهم درمورد انسان است:
١. واقعيت انسان چيست، آيا واقعيت او همين هيكل مادى اوست يا اصالت از آنِ چيز ديگر است كه با بدن نوعى پيوند دارد؟
٢. حقيقت مرگ چيست، آيا مرگ پايان زندگى است يا دريچه اى است براى ورود به زندگى در جهان ديگر؟!
٣. با فرضِ بقاىِ حقيقت انسان بعد از مرگ، ارتباط ميان اين دو نوع زندگى چگونه است؟!
اينك درباره هر سه اصل ، سخن مى گوييم:
اصل نخست
واقعيت انسان چيست؟
آيا حقيقت انسان، در بدن مادّى او خلاصه مى شود، يا اين بدن مادى پوششى است بر يك حقيقت ديگر كه او واقعيت انسان را تشكيل مى دهد؟
به ديگر سخن: آيا انسان، يك موجود مادى است و حقيقت روح و روان جز تأثير متقابل مادّه در يكديگر، چيز ديگرى نيست، يا او وراى اين بدن مادّى، واقعيّتى دارد كه اين بدن براى آن ابزار و ادواتى بيش نيست.
مادّى گراها :(آنان كه وجود را مساوى با ماده و انرژى مى دانند) طرفدار نظريه نخست هستند. روح، از نظر آنان، اثر ويژه انسجام اجزاى مادّى بدن، و به عبارت ديگر: نتيجه فعل و انفعال اجزاى آن با يكديگر است. از تركيب مادّه بدن، شعور و ادراكى به نام «روح» تجلّى كرده وواقعيت آن چيزى جز اثر