وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٠١ - حيات برزخى در حديث اسلامى
« خشنودم كه خدا پروردگار من، واسلام آيين من، و محمد پيامبرم وعلى بن ابى طالب امام من مى باشد».
همه اينها حاكى است كه مرگ، فقط انتقال از جهانى به جهان ديگر است، و ميّت در آنجا مى بيند و مى شنوند و چه بسا با بازماندگان سخن مى گويد.
در اين رابطه به ترجمه تلقين اهل سنت كه در كتابهاى خود آورده اند بسنده مى كنيم:
مؤلف«الفقه على المذاهب الأربعه»مى نويسد:مستحب است، پس از دفن ميت و صاف كردن خاكهاى قبر، او را با كلمات زير تلقين داد: تلقين دهنده بايد نام ميت و نام مادر او را بگويد و اگر نام مادر او را نمى داند نام حواء را ببرد، سپس او را مخاطب قرار داده و بگويد: به ياد آر عهد و پيمانى را كه با آن از دنيا خارج شدى و آن عبارت است از گواهى بر يگانگى خدا و رسالت حضرت محمد، و اينكه بهشت و دوزخ و رستاخيز حق بوده و روز رستاخيز فرا مى رسد و خداوند همه را برمى انگيزد. و اينكه،به خدايى خدا، و حقانيت اسلام، و نبوت پيامبر و پيشوايى قرآن، و قبله بودن كعبه و برادرى افراد با ايمان، راضى هستى.[١]
غزالى در «احياء العلوم» و شوكانى در «نيل الأوطار» مى نويسند:«و يستحب التلقين» و حديث زير را نقل مى كنند:
سعيد بن عبد اللّه مى گويد در احتضار أبو امامه باهلى، من بر بالين او
[١] الفقه على المذاهب الأربعة:١/ ٣٨٧ (فقط در اين ميان مالكى ها تلقين را مكروه مى شمارند).