وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٧ - پاسخ
و پس از درود و سلام و درود بر آن حضرت، رو به درگاه الهى كرد و از خداوند امورى را درخواست كرد كه در آن زيارت نامه وارد شده است. وى در پايان دعا چنين گفت:
«اللّهمّ استجب دعائي، واقبل ثنائي، واجمع بيني و بين أوليائي، بحقّ محمّد وعلي وفاطمة والحسن والحسين».[١]
«پروردگارا دعاى مرا مستجاب كن، ستايش مرا بپذير، ميان من و اوليايم جمع بفرما، به حقّ محمد وعلى و فاطمه وحسن وحسين».
اين نوع سوگندها، در دعاهايى كه از اميرمؤمنان و فرزندان گراميش (عليهم السلام)وارد شده فراوان است و نيازى به آوردن نمونه هاى بيشتر نيست.
با دلايل جواز اين گونه درخواست ها و سوگندها آشنا شديم. اكنون به نقد دلائل كسانى كه اين نوع درخواست ها را تحريم مى كنند، مى پردازيم:
هيچ مخلوقى بر خالق حقى ندارد
مى گويند: سؤال از خدا به حقِّ مخلوق، جايز نيست. زيرا هيچ مخلوقى بر گردن خدا حقّى ندارد.[٢]
پاسخ:
به اين استدلال ، از دو راه مى توان پاسخ گفت:
راه نخست، اين است كه آيات و روايات متعدد، حاكى است كه بندگان خدا، بر خالق خويش حقّى دارند. به بخشى از آنها اشاره مى كنيم:
[١] مصباح المتهجد، نگارش شيخ طوسى، ٦٨٢. [٢] . كشف الارتياب نقل از قدورى:٣٣١.