وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢٣ - توسل به پيامبر و اولياى الهى
روز غير صحيح است.
به عبارت ديگر:هر دو اصل زير، صحيح و پابرجاست:
١. توحيد در خالقيت، و اينكه در پهنه هستى، خالق و آفريدگار و مؤثر مستقل و خود بنياد، جز خدا نيست.
٢. علل امكانى و پديده هاى طبيعى منشأ يك رشته آثار و افعالند، و تأثير گذارى هر يك از آنها، به فرمان خدا و بر اساس مشيت اوست.
اگر مى بينيم كه گاهى دو اصل فوق، منافىِ يكديگر تلقّى مى شوند، از آن روست كه برخى توحيد در خالقيت را به صورت غير صحيح تفسير كرده و بغلط مى پندارند كه هيچ مؤثر اصلى و تبعى جز خدا وجود ندارد، و علل طبيعى نقشى در آثار ويژه خود ندارند(=نظريه فرقه اشاعره) يا اينكه كسانى از سوى ديگر غلطيده و به اشتباه، علل طبيعى را، در تأثيرگذارى، مستقل مى انگارند(=نظريه مادّيها).
مسلّماً هر دو برداشت باطل بوده و مصداق افراط و تفريط اند. نادرستى برداشت دوم كه بر جهان بينى تنگ مادّى استوار است، نياز به توضيح ندارد، زيرا طرف سخن ما در اين بررسى، با الهيّونى است كه جهان بينى مادى را باطل مى دانند، سخن در نادرستى برداشت اول است كه برخى از متكلمان، آن را برگزيده اند، در حاليكه قرآن آشكارا برنقش علل طبيعى تصريح مى كند، و هم بالوجدان آثار پديده ها در يكديگر، محسوس و قابل لمس است.
چگونه مى توان تأثير علل مادّى را در پديده ها ناديده گرفت، در صورتى كه وحى الهى به آن تصريح مى كند و فى المثل آب را در پرورش گياهان مؤثر مى داند، چنانكه مى فرمايد: (الَّذِى جَعَلَ لَكُمُ الأَرضَ فِراشاً وَالسَّماءَبِناءً وَأَنْزَلَ