وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٢١ - توسل به پيامبر و اولياى الهى
خالقيت، به معناى نفى تأثيرگذارى علتهاى مادّى و طبيعى در جهان نيست، بلكه معناى آن اين است كه: «خالقيت مستقل و متكى بر خويش» فقط از آن خداست و اثر گذارى ديگر پديده ها، تنها در پرتو مشيت و اذن او صورت مى پذيرد.
در برخى از آيات، به هر دو نوع تأثيرگذارى، اشاره شده است. مثلاً فعل واحدى را در حاليكه به انسان نسبت مى دهد، به خدا نيز نسبت مى دهد در حاليكه يك فعل جز يك فاعل نمى تواند داشته باشد، امّا چون اين دو فاعل، در طول يكديگر قرار داشته و يكى جنبه «اصلى» و ديگرى جنبه «تَبَعى» دارد، ـ لذا ـ منافاتى با هم ندارند.
قرآن خطاب به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)مى فرمايد:
(وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللّهَ رَمى).[١]
«هنگامى كه تير انداختى، تو تير نينداختى، بلكه خداوند تير انداخت».
بدين گونه، قرآ ن يك فعل را به دو فاعل نسبت مى دهد:
١. به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم): (إِذْ رَمَيْتَ) .
٢. به خداوند: (ولكنَّ اللّه رَمى) .
هر دو نسبت نيز، صحيح و پابرجاست. زيرا فاعليّت پيامبر هم با «حول و قوه خدا» صورت گرفته و لذا نسبت فعل به هر دو صحيح مى باشد.
اينكه فعل واحدى، در عين نسبت به خدا به فرد ديگر نيز نسبت داده شود، در قرآن زياد به چشم مى خورد و ما دو نمونه ديگر را يادآور مى شويم:
[١] انفال/١٧.