وهابيت، مبانى فكرى و كارنامه عملى - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨ - ٣ وهّابيّت پيشينه فكرى، كارنامه عملى
غنايم، چيزى جز اموال مسلمانان منطقه نجد نبود كه با متهم شدن به شرك و بت پرستى، اموال و ثروتشان بر سپاه محمد بن عبدالوهاب حلال شده بود! تا آنجا كه آلوسى كه خود تمايلات وهّابى گرى دارد، از مورخى به نام ابن بُشر نجدى چنين نقل مى كند:
من در آغاز كار، شاهد فقر و تنگدستى مردم درعيّه بودم ولى بعداً اين شهر در زمان سعود (نوه محمد بن سعود) به صورت شهرى ثروتمند درآمد، تا آنجا كه سلاحهاى مردم آن با زر و سيم زينت يافته بود. بر اسبان اصيل ونجيب سوار مى شدند وجامه هاى فاخر در بر مى كردند واز تمام لوازم ثروت بهره مند بودند، به حدّى كه زبان از شرح آن قاصر است.
روزى در يكى از بازارهاى درعيّه ناظر بودم كه مردان در طرفى وزنان در طرف ديگر قرار داشتند. در آنجا طلا و نقره و اسلحه و شتر و گوسفند و اسب و لباسهاى فاخر و گوشت و گندم و ديگر مأكولات به قدرى زياد بود كه زبان از وصف آن عاجز است. تا چشم كار مى كرد بازار ديده مى شد. من فرياد فروشندگان و خريداران را مى شنيدم كه مانند همهمه زنبوران عسل درهم پيچيده بود كه يكى مى گفت فروختم و ديگرى مى گفت خريدم![١]
٣
دو چيز به انتشار دعوت محمد بن عبدالوهاب در ميان اعراب باديه نشين نجد كمك داد: ١. حمايت سياسى نظامى آل سعود، ٢. دورى مردم نجد از
[١] تاريخ ابن بشر نجدى: ١/٢٣.