رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - سخن گفتن جهان آفرينش با انسان
(روانشناسى پرورشى، ص ٤٦٧).
١٢- جون روسكينyeuied nhojحكيم و روانشناس آمريكايى درباره اهيّت اصل محاكات و تقليد در آموزش و پرورش چنين مىنويسد.
«چرا معمولًا فرزندان انسانهاى وحشى و متمدن به ترتيب وحشى و متمدن هستند؟ پاسخى كه عوام الناس به اين پرسش مىدهند اين است كه: وحشيان به طور ذاتى هوش پست و استعدادهايى محدود دارند، ولى برسىهاى علمى بطلان اين نظر را ثابت كرده است. اكنون براى ما روشن است كه اختلاف فرهنگى اقوام را نمىتوان به هوش و استعدادهاى ذاتى نسبت داد. بى گمان ذهن مردم، نه تنها علت شئون اجتماعى نيست، بلكه معلول آن است ...
در جوامع ابتدايى كه محركات فراوانى وجود ندارد، فرد در برابر تحريكات معدودى قرار مىگيرد و به اين جهت ذهن او رشد اندكى مىكند؛ اما جامعه متمدن از هزاران طريق ذهن فرد را تحريك مىكند و به فعاليت بر مىانگيزد. از اينجاست كه نيروى مشاهده انسان متمدن از انسان وحشى دامنه دارتر است ....
در هر حال چه در جامعه متمدن و چه در جامعه بربرى، چه در محيطى كه انسان مقهور طبيعت باشد و چه در غير آن، آنچه مهم است اين است كه اشياء و وسايلى كه مورد عمل و استفاده انسان قرار مىگيرند، در ساختن و پرداختن شخصيّت افراد، سخت مؤثرند و زمينه تربيت آنان را تشكيل مىدهند ...
اگر براى هميشه، آموزش و پرورش زبانى يا كتابى از عمل و