رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠ - سخن گفتن جهان آفرينش با انسان
خالق در نظر گرفته شود ديندارى و خداپرستى است و اين فضايل پنجگانه (حكمت، شجاعت، غفت، عدالت و خداپرستى) اصول اوليه اخلاق سقراطى بوده است.»
٩- البته در صورتى كه سقراط صرفاً علم را به معناى نظرى و انتزاعى حمل كند و از عمل جدا نمايد؛ ولى اگر مراد او دانش حقيقى (نتيجه عمل و تجارب زندگى) باشد، اين ايراد به او وارد نخواهد بود.
١٠- يعنى تربيت اخلاقى وابسته به موضوع دانش و تربيت است و ايجاد عادات و انگيزههاى اخلاقى مناسب، مستلزم شناختن اين عادات و انگيزهها ميباشد، ولى اگر كسى ادعا بكند كه اين وابستگى به شكل علت تامه در خارج وجود دارد، ادعايى است كه شواهد خارجى آن را بى اساس مىدانند، مثلًا: دانش آموزى كه به وسيله كتابهاى درسى نكاتى مىآموزد و در كلاس بازگو مىكند، اجمالًا در رفتار او تأخير خواهد داشت، ولى اين تأثير، بسيار سطحى و بى اهميت است، زيرا دانشى كه براى خوشنود ساختن معلم فراهم آيد به هيچ وجه نمىتواند در خارج از مدرسه دگرگونى شايستهاى در كردار شاگرد به وجود آورد.
١١- عناصرى كه شخصيّت را مىسازند بسيارند و براى اينكه اين عناصر ب طور صحيح و مؤثر انجام وظيفه كنند، بايد به طور موزون، آرام و متحد، با هم همكارى نمايند.
زيست شناسان و روانشناسان در اين موضوع كه عوامل مهم تشكيل دهنده شخصيّت انسان، طبايع اصلى بشر، صفات اكتسابى و تأثير محيط مىباشند، توافق نظر كامل دارند.