رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - سخن گفتن جهان آفرينش با انسان
كه منكر رسالت انبيا بود چنين فرمود.
«آنها مبعوث شدند تا اينكه مردم را به سوى مصالح و عواملى راهنمايى كنند كه سبب بقاء و سعادت آنها مىشود.» (خويى، شرح نهج البلاغه ج ٢، ص ١٥٦. نقل از اصول كافى
١٥- دو دسته از آيات در قرآن مجيد به اين مطلب اشاره دارند:
الف) آياتى كه حكايت از اين مىكنند كه كفار به پيامبران مىگفتند:
ما در صورتى ادعاى شما را تصديق مىكنيم كه فرشتهاى از آسمان فرود آيد و شما را تأييد كند. مانند آيات زير:
١- لو لا انزل عليه كنز او جاء معه ملك .... (هور/ ١٢)
٢- لو لا انزل اليه ملك فيكون معه نذيراً (فرقان/ ٧)
٣- و قالوا لو لا انزل عليه ملك ... (انعام/ ٨)
ب) آياتى كه حكايت از آن مىكنند كه: كافران از اينكه پيامبر از جنس خود آنهاست، در بازارها راه مىرود و مانند آنها غذا مىخورد ناراحتند و نمىخواهند گفتار او را تصديق كنند، بلكه ميگويند: چرا براى ما فرشتهاى نازل نگرديد و به پيامبرى مبعوث نشد، و از اين هم قدم فراتر نهاده و مىخواستند خدا را ببينند و پروردگار با هر يك از آنها گفت و گو نمايد و هدف او را از ارسال پيغمبران بفهمند. مانند آيه زير:
١- و قال الذين لا يرجون لقاء نا لو لا انزل علينا الملائكة او نرى ربّنا ... (فرقان/ ٢١) خداوند متعال روى همين نكته اساسى كه بايد پيامبر از جنس خود مردم باشد تا اينكه بتواند بدون گرفته شدن اختيار از آنها به هدايت آنها بپردازند؛ در چند جاى قرآن اين