رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢١ - ١- اعجاز
«... سبحان ربّى هل كنت الّا بشراً رسولًا! [١] منزه است پروردگار من «از اين سخنان بى معنى!) مگر من جز انسانى فرستاده خدا هستم؟!»
٣- آيات قرآن مجيد مملو از شرح معجزات پيامبران گذشته است.
بعضى از اين معجزان (مانند: معجزات ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السلام) با صراحت هر چه تمامتر در چندين سوره تكرار شده به طورى كه به هيچ وجه جاى توجيه و تأويل در آن نيست. براى درك اين مطلب كافى است يك مطالعه اجمالى در آيات سوره مريم، قصص، انبيا، و مائده بشود.
حالا فكر كنيد پيامبرى كه در كتاب آسمانى خود اين همه داستان معجزات پيامبران پيشى را به عبارت مختلفى با صراحت آورده و از طرفى مىگويد: من از تمام آنها برترم
«... و جئنابك على هؤلاء شهيداً» [٢]
ج) آيا معجزات علل طبيعى دارند؟
معمولًا تصور مىكنند كه بايد معجزه يك علت غير طبيعى داشته باشد، در حالى كه چنين نيست. هيچ مانعى ندارد كه معجزه داراى يك سلسله علل طبيعى باشد، اما با اين شرط كه دسترسى به آن علل طبيعى از عهده بشرى كه مرتبط به جهان ماوراء طبيعت نيست برون باشد. درست است كه سرانجام آن علل طبيعى هم همانطور كه تمام
[١]-/
اسراء/ ٩٣
[٢]-/ نساء/ ٤١