رهبران بزرگ - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - ١- اعجاز
خداوند نه جسم است و نه مكانى دارد كه او را به درخواست چند نفر عرب بت پرست پا برهنه شبه جزيره عربستان احضار كنند! (قابل توجه اين است كه مىگويند او را نزد ما بياور و نمىگويند: ما را نزد او ببر!) در جاى ديگر گفته بودند: «آسمان (يا سنگهاى آسمانى) را بر سر ما فرود آور!» [١]
اين تقاضا درست مثل اين است كه كسى به پيامبر بگويد: اگر راست مىگويى و از طرف خدا برانگيخته شدهاى از خدا بخواه تا كنون جان مرا بگيرد! بديهى است منظور از معجزه راهنمايى و هدايت افراد است، اگر معجزه سبب نابودى آنها شود اين معجزه چه فايدهاى دارد؟!
يكى ديگر از خواستههاى آنها اين بود كه به پيامبر مىگفتند: «بايد باغى از خرما و انگور [٢] يا خانهاى از طلا داشته باشى!» [٣] ناگفته پيداست كه داشتن باغ خرما و انگور، يا خانهاى از طلا معجزه نيست. اگر چنين بود مىبايست سرمايهداران بزرگ امروز يا بيسارى از شيوخ عرب آن روز و بعضى از پادشاهان يمن كه چنان باغ و چنين خانهاى را
[١]-/ الف) فأسقط علينا كيسفاً من السّماء ان كنت من الصادقين» (شعراء/ ١٨٧)
ب) و تسقط السّماء كما زعمت علينا كسفاً ...» (اسراء/ ٩٢)
[٢]-/ «أو تكون لك جنة من بخيل و رعنب ...» (اسراء/ ٩١)
[٣]-/ «أو تكون لك تبت من زخرف ...» (اسراء/ ٩٣)