ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٤٩ - مقصود
است كه(وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ.) (سوره اعراف ١٣١ يعنى اگر چيز ناگوارى بآنها مىرسيد. موسى و همراهانش را به فال بد مىگرفتند) بلخى و جبايى هم اين مطلب را ذكر كردهاند و از حسن و ابن زيد نيز روايت شده است.
٢- از ابن عباس و قتاده، روايت شده است كه: آنها عبد اللَّه بن ابى و يارانش بودند كه در روز «احد» از جنگ، تخلف كردند و به آنهايى كه در ميدان جنگ كشته شده بودند: گفتند:(لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا) (سوره عمران ١٥٦ يعنى: اگر پيش ما بودند، نمىمردند و كشته نمىشدند. پس مقصود اين است كه: اگر ظفر و غنيمتى به آنها برسد، گويند: از جانب خداست و اگر ناراحتى و شكستى دامنگيرشان شود، به محمد ٦ گويند: از بدى تدبير تست.
٣- برخى گفتهاند: هم شامل يهود مىشود و هم شامل منافقان و همين صحيحتر است.
٤- برخى هم گفتهاند: حكايت از حال كسانى است كه ذكر آنها در آيه پيش گذشت و اعتراض مىكردند كه: پروردگارا چرا جنگ را بر ما واجب ساختى. بنا بر اين مقصود اين است كه اگر به اينها خيرى برسد، گويند: از جانب خداست.
(وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ): اگر بدى به آنها برسد، گويند: از جانب تست.
ابن عباس و قتاده گويند: «حسنه و سيئه» هر چيزى است كه در آشكار و نهان به انسان برسد و بمعناى سختى و آسايش، نعمت و مصيبت و فراوانى نعمت و قحطى است.
حسن و ابن زيد گويند: منظور از سيئة، كشته شدن و شكست و منظور از حسنه، پيروزى و غنيمت است.
(قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ): اى محمد ٦ به ايشان بگو: مرگ و زندگى و فراوانى و قحطى همه از جانب خداوند و به قضا و قدر اوست و هيچكس قادر بر رد قضا و قدر او نيست.
او مردم را به اين پيشآمدها مبتلا مىكند تا به سبب شكر بر نعمت و صبر و بلا در معرض پاداش او قرار گيرند.