ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩١ - مقصود
خداوند بيان مىدارد كه نبوت در آل ابراهيم چيز تازهاى نيست:
(فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ): نبوت را به آل ابراهيم داديم و مملكت را به داود و سليمان بخشيديم. داود داراى نود و نه زن و سليمان داراى يكصد زن و بقولى او داراى هفتصد كنيز و سيصد زن و داود داراى يكصد زن بود. بنا بر اين معنى نداشت كه آنها رشك حضرت محمد ص بخورند چه او نيز از اولاد ابراهيم بود و سايرين از او تعداد زنانشان بيشتر و مملكتشان وسيعتر بود. در باره معناى «الناس» اين قول از ابن عباس و ضحاك و سدى است. برخى هم گفتهاند چون قوام دين به وجود پيامبر بود، از اينرو حسد آنها به او مانند حسدشان نسبت به همه مردم بود.
٢- مقصود پيامبر و آلش مىباشد. چنان كه از امام باقر منقول است و مراد از فضل، نبوت پيامبر و امامت آل اوست، در تفسير عياشى به اسناد خود از ابو الصباح كنانى نقل كرده است كه امام صادق به او فرمود: «ما قومى هستيم كه خداوند اطاعت ما را واجب كرده است. انفال و برگزيده مال براى ماست. مائيم راسخان در علم و مائيم محسودانى كه خداوند در باره ايشان فرموده است:(أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ ...) فرمود: منظور از كتاب، نبوت و از حكمت، فهم و قضاوت و از ملك عظيم. وجوب اطاعت است!! ٣- مقصود پيامبر و اصحابش مىباشد زيرا در جمله:(هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا) منظور آنان بودند و منظور از فضل، نعمت است: اين وجه از ابو على جبايى است.
٤- مقصود عرب است. يعنى عرب حسد مىخورند كه پيامبر از ايشان است.
اين وجه از حسن و قتاده و ابن جريج است. برخى گفتهاند: مقصود از كتاب تورات و انجيل و زبور و از حكمت، علمى است كه بآنان داده شده بود.
(وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً): مجاهد و حسن گويند: يعنى به آنها نبوت داديم. ابن عباس گويد: ملك عظيم يعنى ملك سليمان. سدى گويد: منظور زنانى است كه به داود و سليمان داده شده بود و برخى گفتهاند: منظور جمع ميان سياست دنيا و دين است.