ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٨١ - مقصود
بيان آيه ٢٠ و ٢١
لغت
قنطار: مال بسيار، اين كلمه از قنطره بمعنى، پل گرفته شده. قنطر بمعنى داهيه نيز از همان است زيرا در بزرگى به پل شبيه است مىگويند: «قنطر فى الامر» يعنى بدون اينكه حاجتى باشد او را در كلام بزرگ ساخت.
بهتان: دروغ و نسبت ناروا، اصل اين كلمه از تحير است مثل:( فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ) (سوره بقره ٢٥٨) يعنى شخص كافر بواسطه نداشتن دليل متحير شد. بنا بر اين بهتان، آن دروغى است كه صاحب خود را بواسطه بزرگى خود حيران مىسازد.
افضاء: رسيدن دو چيز به يكديگر بطورى كه يكديگر را لمس كنند. اصل اين كلمه از فضاست كه بمعناى گشادى است.
اعراب
بهتانا: مصدرى است كه جاى حال نشسته. و اثما: نيز همين حالت را دارد يعنى: «ا تأخذونه مباهتين و آثمين»
مقصود
خداوند در آيه پيش مردم را تشويق كرد كه زنان خود را با حسن معاشرت نگهدارى كنند. اكنون بمردانى كه مىخواهند زنان را طلاق گفته و همسران ديگر اختيار كنند. مىفرمايد:
(وَ إِنْ أَرَدْتُمُ اسْتِبْدالَ زَوْجٍ مَكانَ زَوْجٍ): و اگر خواستيد زنى را بجاى زنى ديگر قرار دهيد.
(وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً): و زنى را كه طلاق مىدهيد، مال بسيارى دادهايد.
بنا بر آنچه كه در باره كلمه قنطار گفته شده: قنطار، پوست گاوى است كه پر از طلا