ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٨ - مقصود
را به شما دهند، يا مهرشان را به شما ببخشند، يا بميرند و از آنها ارث ببريد.
(وَ لا تَعْضُلُوهُنَّ:) آنها را حبس مكنيد و گفته شده است: يعنى آنها را از ازدواج منع مكنيد.
(لِتَذْهَبُوا بِبَعْضِ ما آتَيْتُمُوهُنَ): كه بعضى از آنچه به ايشان دادهايد، بدست آوريد.
در باره اين نهى چهار قول است:
١- ابن عباس و قتاده و سدى و ضحاك گويند: نهى متوجه شوهر است كه بايد اگر احتياجى بزن ندارد او را رها كند و او را نگه ندارد كه ناچار شود قسمتى از مال خود را ببخشد. روايتى از امام صادق (ع) بهمين مضمون وارد شده است.
٢- حسن گويد: منظور وارث است كه نبايد مثل مردم جاهليت، زن را از ازدواج منع كند.
٣- ابن زيد گويد: منظور كسى است كه زن خود را طلاق داده است. او نبايد مثل قريش در جاهليت، رفتار كند كه زن شرافتمندى را نكاح مىكردند و اگر زن با آنها موافقت نمىكرد، از او جدا مىشدند به اين شرط كه جز باذن ايشان با مردى ازدواج نكند و بر اين شرط گواه مىگرفتند و يادداشتى مىنوشتند. هر گاه كسى بخواستگارى زن مىآمد، اگر شوهر اولى را راضى مىكرد، اجازهاش مىداد و اگر راضى نمىكرد، او را از ازدواج منع مىكرد. خداوند از اين كار منع فرمود.
٤- مجاهد گويد: منظور ولى است كه بايد زن را از ازدواج منع نكند. قول نخست، صحيحتر است.
(إِلَّا أَنْ يَأْتِينَ بِفاحِشَةٍ مُبَيِّنَةٍ): جز اينكه فاحشه آشكارى مرتكب شوند. در اين باره دو قول است:
١- حسن و ابو قلابه و سدى گفتهاند: يعنى مگر اين كه زنا كنند پس اگر شوهر اطلاع يافت كه زنش زنا كرده، مىتواند از او درخواست پول كند.
٢- ابن عباس گويد: فاحشه يعنى نشوز و خوددارى زن از اداى وظائف همسرى.
بهتر اين است كه آيه را حمل كنيم بر هر معصيتى. چنان كه از امام باقر (ع) نيز