ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٥٧ - مقصود
در صورتى است كه نسبى موجود نباشد. نسب بر دو قسم است: ١- پدر و مادر و كسانى كه به آنها نسبت دارند ٢- فرزند و فرزند فرزند و ...
سه چيز باعث مىشوند كه انسان از ارث محروم گردد: كفر، رقيت (بنده بودن) و قتل وارث، كسى را كه از او ارث مىبرد. غير از اين سه مانع، مانع ديگرى نمىتواند پدر و مادر و فرزند و شوهر و زن را از اصل ارث منع كند.
وارثان بر سه قسمند: ١- فرزند از ارث بردن فرزند زاده و برادرزاده و خواهر زاده، منع مىكند، همچنين از ارث بردن خويشاوندان پدرى و مادرى نظير عمو و عمه و خال و خاله جلوگيرى مىكند. همچنين از ارث بردن پدر و مادر ميت نسبت بمازاد از يك ششم منع مىكند، مگر اين كه ميت داراى يك دختر يا دو دختر باشد كه در اين صورت آنچه زياد مىآيد مجددا سهمى هم به پدر و مادر داده مىشود.
٢- پدر و مادر خويشاوندان خود را از ارث بردن مانع ميشوند. مثل برادر و خواهر و پدر و مادر خود را ...
٣- زن و شوهر هيچگونه منعى در راه ارث بردن ديگران ايجاد نمىكنند.
فرزند زادگان در صورت نبودن فرزند، جانشين فرزند مىشوند و از لحاظ منع نيز كار فرزند را انجام مىدهند و آنهايى كه نزديكترند با آنهايى كه دورترند تقدم دارند. فرزند برادر و خواهر نيز در صورت نبودن خواهر و برادر جانشين ايشان- مىشوند و با جد و جده، شريك مىشوند.
ميراث نسب، دو نوع است:
١- به فرض ٢- به قرابت. فرض آن مقدارى است كه خداوند در قرآن كريم براى هر وارثى تعيين كرده است. كسانى در فرض اجتماع مىكنند كه قرابتشان نسبت به ميت يكسان باشد مثل دختر يا دخترانى كه با پدر و مادر يا يكى از آنها همراه باشند چه هر يك از آنان مستقيماً با ميت، قرابت پيدا مىكنند. هر گاه يكى از آنها به- تنهايى وارث ميت باشد، همه مال نصيب او مىشود، منتهى قسمتى را بفرض و قسمتى را بقرابت مىبرد و هر گاه همگى با هم جمع شوند، هر كدام سهم خود را مىبرند و