ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦ - مقصود
١- مخاطب، ورثه هستند. بعقيده ابن عباس و ابن زبير و حسن و سعيد بن جبير و اكثر مفسران، مقصود اين است كه: اگر اينها ارث نمىبرند ورثه بايد، چيزى به آنها بدهند و آنها را محروم نسازند.
٢- مخاطب، كسى است كه مرگش نزديك شده و مىخواهد وصيت كند. او موظف است كه براى اين اشخاص، در صورتى كه از ارث محرومند، چيزى وصيت كند. اين عقيده از ابن عباس و سعيد بن مسيب و مختار طبرى است.
(وَ قُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً): براى آنها سخن نيكو و نرم بگوئيد، نه سخن خشن.
سعيد بن جبير مىگويد: منظور اين است كه هر گاه وارث صغير باشد، ولى او بايد به اين عده بگويد: اين مال متعلق به صغير است و شما حقى نداريد و ما نمىتوانيم، چيزى از آن را به شما بدهيم. مىگويند: منظور اين است كه شخصى كه وصيت مىكند بايد در حق اين عده دعا كند كه خداوند آنها را بىنياز گرداند. ابن عباس و سعيد بن مسيب معتقدند: كه آيه در باره وصيت نازل شده است و منظور اين است كه وصيت كننده، بايد براى خويشاوندان خود وصيت كند و با غير خويشاوندان سخن نيكو بگويد. از اين آيه استفاده مىشود كه انسان گاهى بغير خود روزى مىدهد و او را مالك مىسازد. بنا بر اين حجتى است در مقابل جبرى مذهبان. (كه انسان را مملوك و مقهور دانسته و براى او ملكى و اختيارى قائل نيستند.)