ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣١٥
پاسخ ١- اينها متناقض نيستند! زيرا در اول آيه جهاد كنندگان را بيك درجه بر تخلف كنندگان معذور، برترى مىدهد و در آخر آيه، جهاد كنندگان را بر تخلف كنندگان غير معذور. بچند درجه برترى مىدهد كه «كلا وعد اللَّه الحسنى» دلالت دارد بر اينكه تخلف كنندگان عاصى نيستند. بلكه فقط كار بهتر را تر كردهاند.
٢- ابو على جبايى گويد: منظور از درجه، در قسمت اول، علو منزلت و برترى قدر است ولى خواهد ايشان را ستايش كند، چنانكى مىگويند: فلان كس درجهاش پيش خليفه بالاتر از فلان شخص است، يعنى مقامش بالاتر است. لكن منظور از- درجات، در قسمت دوم، درجات بهشت است كه مقام مؤمنان بواسطه آن اختلاف يافته، هر كس بر طبق استحقاق خود مقامى بالاتر يا پايينتر دارد.
٣- مغربى گويد: در آيه لفظ تفضيل، تكرار شده است زيرا تفضيل نخست، منظور برترى در دنياست و تفضيل دوم، منظور برترى در آخرت است. در حديث آمده است كه: «خداوند جهاد كنندگان را بر تخلف كنندگان، هفتاد درجه فضيلت داده و فاصله هر درجهاى هفتاد سال راهپيمايى اسب نيرومند و تندرو است»[١]
ابو على مىگويد: قول كسى كه قيم را جمع قيمت مىداند، صحيح نيست. قيم بمعنى قيام و مصدر است چنان كه مىفرمايد:« دينا قيماً» و معنى آن دين ثابت و پايدار است و مصدرى است كه صفت دين واقع شده و نمىتواند جمع قيمت باشد.
[١]- در متن حديث است:« سبعين خريفا» لفظ خريف بمعناى فصل پائيز است. لكن به سال و چهل سال و هزار سال نيز معنى شده است. رك: مجمع البحرين ذيل كلمه خريف.