ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٩٢ - اعراب
بيان آيه ٩٢
لغت
خطا: كار نادرست. صورتهاى ديگر آن: «خطاء و خطا و خطاه» (به سكون تاء در دو تاى اخير) مىباشد. خاطئه: گناه.
تحرير: آزاد كردن بردگان.
اعراب
الا خطاً: نحويان محقق به اتفاق مىگويند: اين استثنا منقطع است يعنى:
هيچ مؤمنى نبايد مؤمنى را بكشد، مگر اينكه خطا كند. مثل اين شعر:
|
من البيض لم تظعن بعيدا و لم تطأ |
على الارض الاريط برد مرجل |
|
يعنى از ... به جاى دورى نرفت و بر زمين گام ننهاد مگر بر برد نازك و صورت دار.
بديهى است كه: برد نازك و ... از زمين نيست تا استثناء متصل باشد. در سوره بقره ذيل آيه:(إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ...) (آيه ١٥٠) نيز از نظير اين مطلب گفتگو كردهايم.
برخى گفتهاند: اين استثنا متصل است و مقصود اين است كه: نبايد مؤمنى مؤمنى را عمدا بكشد و اگر عمداً او را كشت، مؤمن نيست، زيرا اين عمل او را از ايمان خارج مىسازد. سپس مىگويد: «الا خطأً» يعنى اگر از روى خطا او را بكشد، از ايمان خارج نمىشود.
(فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ): مبتداست و خبر آن محذوف است، زيرا كلام بر آن دلالت دارد.
(إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا)، در محل نصب است: يعنى: «عليه ذلك الا ان يصدقوا» و «ان يصدقوا» تاويل بمصدر برده مىشود و حال است اصل: «يصدقوا» «يتصدقوا» است كه تاء در صاد ادغام شده است زيرا مخرج آنها بيكديگر نزديك است. برخى