ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٨٤ - مقصود
بيان آيه ٩٠
لغت
حصر: تنگى. هر كس از چيزى يا كارى با سختى به تنگ آيد، گويند: حصر يافته.
اعتزال: دور شدن از چيزى. احرص گويد:
|
يا بيت عاتكة الذى اتعزل |
حذر العدى و به الفؤاد موكل |
|
يعنى: اى خانه عاتكه كه از آن كناره مىگيرم مثل دشمنان، در حالى كه دل به آن بستگى دارد.
گروهى از مسلمين را معتزله، مىنامند زيرا از مجلس درس حسن بصرى كناره گيرى كردند، با اينكه از اصحاب درس وى شمرده مىشدند. علت كنارهگيرى و اعتزال ايشان اين بود كه: چون واصل بن عطا قول به بطلان جبر و تفويض را ابطال و
«امر بين الامرين»
و حد وسط ميان آن دو را اختيار كرد و عمرو بن عبيد و جماعتى از او متابعت كردند، ناچار شدند كه از حسن بصرى و اصحاب او كنارهگيرى كنند، از اينرو مردم ايشان را «معتزله» خواندند و اين نام هم چنان براى ايشان باقى ماند.
اعراب
حضرت صدورهم: جمله محلا منصوب و حال است. حرف «قد» نيز مقدر است زيرا فعل ماضى وقتى مىتواند حال واقع شود كه همراه آن حرف «قد» باشد زيرا اين حرف فعل ماضى را به حال نزديك مىسازد. ممكن است اين جمله محلا منصوب و صفت باشد براى موصوفى محذوف كه حال بوده است.
مقصود
از آنجا كه خداوند، در آيه پيش دستور داده بود كه مؤمنان با آنهايى كه از بلاد شرك، مهاجرت نمىكنند، بجنگند و با آنها دوستى نكنند، اكنون از جمله ايشان