ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٦٥ - اقوال
اقوال
١- ابن عباس گويد: فضل خدا اسلام و رحمتش قرآن است.
٢- ضحاك و سدى و جبايى گويند، فضل خدا پيامبر و رحمتش قرآن است.
٣- از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) روايت شده است كه: فضل و رحمت خدا يعنى پيامبر ٦ و على (ع).
(لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلَّا قَلِيلًا): جز گروه كمى، از شيطان پيروى مىكرديد.
گفتهاند: در اين باره اقوالى است:
١- در اين كلام، تقديم و تاخير، روى داده است و استثناء از(أَذاعُوا بِهِ) است.
يعنى: اذاعوا به الا قليلا (جز عده كمى سايرين اخبار را نسنجيده و نفهميده، در ميان مردم منتشر مىسازند) اين قول از ابن عباس است. مبرد و كسايى و فراء و بلخى و طبرى نيز همين قول را اختيار كرده و گفتهاند: اين قول بهتر است زيرا شايع كردن نيز بيشتر از استنباط است.
٢- استثنا از:(لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ) است، يعنى آنهايى كه در صدد استنباط خبر هستند- جز كمى از آنان- مىدانند اين قول را اكثر اهل لغت، اختيار كردهاند.
٣- اين جمله را بايد طبق ظاهر آن معنى كرد، بدون اينكه تقديم و تاخيرى در آن اتفاق افتاده باشد. منظور قرآن اين است كه: اگر لطف و رحمت خداوند شامل حال مردم نشده و بوسيله پيامبر و قرآن، آنان را براه راست دعوت نكرده بود، جز عده كمى از آنان، بقيه پيرو شيطان مىشدند، چنان كه پيش از بعثت پيامبر، چنين بود و اشخاص معدودى مثل: قس بن ساعده و زيد بن عمرو بن نفيل و ورقة بن نوفل و براء شنى و ابو ذر غفارى و طالبان دين، در برابر توده شيطان، اهل هدايت و خداپرستى بودند، اين قول از انبارى است.
٤- اگر فضل خدا و رحمتش به وسيله يارى و پيروزيهاى پى در پى شامل حال شما نمىشد، از وسوسههايى كه شيطان به شما القا مىكند و انديشههاى فاسدى كه به ضعف و