ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٩ - مقصود
برخى گويند: يعنى در باره آن دقت كنند تا بدانند كه چگونه بر انواع حكمتها احاطه دارد و به نيكىها امر و از بديها نهى مىكند و دريابند كه قرآن، خبرى است كه مخبر آن راستگو است و انسانها را بسوى مكارم اخلاق فرا مىخواند و بر نيكى و زهد تشويق مىكند، الفاظ آن فصيح و نظم آن دلپسند و معناى آن درست است، بنا بر اين با توجه به اين مزايا در مىيابند كه اين كتاب مقدس، بر خلاف سخن بشر است.
بنظر ما بهتر اين است كه همه اين معانى را گرد آوريم و آنها را يك جا از آيه، مستفاد بدانيم زيرا هر كس با تدبر در آيه بنگرد، همه اين معانى را درك مىكند.
(وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ): اگر قرآن كلام خدا نبود، يعنى اگر سخن پيامبر بود يا بشرى او را تعليم مىداد، چنان كه مخالفان مىپنداشتند.
(لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً): اختلاف بسيارى در آن مىيافتند. در باره اين جمله اقوالى است:
١- قتاده و ابن عباس گويند: يعنى در قرآن تناقض و اختلاف از لحاظ حق و باطل مىيافتند.
٢- زجاج گويد: يعنى در خبرهاى قرآن از اسرار درون ايشان، اختلاف مىيافتند.
٣- ابو على گويد: يعنى سخن قرآن يك نواخت نمىيافتند بلكه مشتمل- مىيافتند بر سخن بليغ و نارسا.
ابن عباس گويد: در قرآن تناقض، بسيار مىديدند زيرا كلام بشر، هنگامى كه طولانى مىشود و متضمن معناهايى باشد كه قرآن متضمن است از تناقض ميان معانى و اختلاف ميان الفاظ، خالى نخواهد ماند. لكن كلام خدا از همه اين نقايص، مبرى است. چنان كه مىفرمايد:(لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ) (سوره فصلت ٤٢ يعنى دست باطل بدامن قرآن نمىرسد نه از پيش رو و نه از پشت سر).
معانى كه از اين آيه استفاده مىشوند.
١- تقليد باطل است و در باره اصول دين نبايد طوق تقليد را بگردن افكند