ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥٢ - مقصود
بيمارى، بلا، سختىها و گرفتاريهايى است كه به سبب معصيتهايى كه مرتكب مىشوند، به آنها مىرسد. بلاها گاهى از لطف خداوند و گاهى كيفرند. علت اينكه: بلاها را «سيئه» ناميده، تنفر طبع آدمى از آنها و مجاز است و گرنه بلاها كارهايى پسنديده هستند و قبحى ندارند. بنا بر اين منظور اين است كه: صحت و سلامت و رزق و همه نعمتهاى دينى و دنيوى كه بتو مىرسند، از خدا هستند و محنتها و سختيها و دردها و مصيبتهايى كه بر اثر گناهانى كه مرتكب شدهاى بتو مىرسند از خودت هستند. چنان كه مىفرمايد:
(وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ) (سوره شورى ٣٠ يعنى مصيبتهايى كه به شما مىرسند، نتيجه كردار شماست) و(فَمِنْ نَفْسِكَ) يعنى «فبذنبك» (بگناه توست) ابو القاسم بلخى آيه را اينطور تفسير مىكند: هر مصيبتى كه به انسان مكلف برسد، كفاره گناه صغيره يا كيفر گناه كبيره يا تنبيهى است كه بواسطه قصورى از او، دامنگيرش مىشود. پيامبر گرامى فرمود: هر خراشى كه بوسيله خارى پيش آيد و هر پارهشدن رگى و هر لغزش پايى از گناه است و آنچه خداوند عفو مىكند، بيشتر است» برخى گفتهاند:(فَمِنْ نَفْسِكَ) يعنى «من فعلك» (از كردار تست).
على بن عيسى گويد: آيه دلالت دارد بر اينكه خداوند رنجى متوجه انسان نمىسازد مگر از راه لطف يا كيفر، زيرا مصيبتها هر گاه همگى بر اثر گناه انسان باشند، يا كيفرند يا جنبه تاديبى دارند.
(وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا): و تو را براى مردم بعنوان پيامبرى فرستاديم و اين خود حسنهاى است و مخالفت تو سيئه و زشت خواهد بود و خداوند براى شهادت، كافى است.
در معناى اتصال اين جمله به سابق گفته شده است كه: هر چه به آنها برسد از شومى گناهان ايشان است و تو پيامبرى هستى كه طاعتت طاعت خدا و معصيتت، معصيت خداست. بتو نبايد فال بد زده شود چه همه نيكىها در تست.
(وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً): خداوند براى شهادت بر رسالت تو كافى است. برخى گفتهاند:
يعنى خداوند براى شهادت بر نيك و بد بندگان كافى است، بنا بر اين، هدف جمله، اين است كه مردم را به نيكى راغب سازد و از بدى بترساند
.