ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٠ - مقصود
و سيبويه استشهاد كرده است به:
|
و ما الدهر الا تارتان فمنهما |
اموت و اخرى ابتغى العيش اكدح[١] |
|
فراء گويد: «من» موصوله حذف شده است يعنى: «من الذين هادوا من يحرفون» عرب هر گاه در آغاز كلام «من» باشد «من» را مضمر مىكند، مثل:(وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ) (سوره صافات ١٦٤) يعنى: و ما منا الا من له ...» هر يك از ما كسى است كه برايش جايگاهى گرامى است. و مثل:(وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها) (سوره مريم ٧١) يعنى: و ان منكم الا من هو واردها: هر يك از شما كسى است كه وارد آن مىشود.
مبرد و زجاج منكر اين مطلب شدهاند و مىگويند حذف موصول و بقاى صله جايز نيست.
غير مسمع: حال و منصوب است.
ليّا: مصدرى است كه جانشين حال شده است و همچنين «طعناً» يعنى:
«يلوون بالسنتهم لياً و يطعنون فى الدين طعنا».
قليلا: حال است يعنى: «يؤمنون و هم قليلا» و ممكن است صفت براى مصدر محذوف باشد يعنى: «ايماناً قليلا» مثل:
|
فالفيته غير مستعتب |
و لا ذاكر اللَّه الا قليلا |
|
يعنى الا ذكرا قليلا و تنوين «ذاكراً» بخاطر اجتماع ساكنين حذف شده است:
او را يافتم در حالى كه مرا خشنود نكرد و جز اندكى در ياد خدا نبود.
مقصود
سپس در صدد بيان حال كسانى كه از آنها سخن به ميان آمد، برآمده مىفرمايد:
(مِنَ الَّذِينَ هادُوا): يعنى: الم تر الى الذين اوتوا نصيباً من الكتاب من اليهود.
[١]- يعنى« فمنهما تارة اموت و منهما تارة اخرى» روزگار جز دو مرحله نيست: يكى مرحله مرگ و ديگر مرحله زندگى و كوشش و تلاش،