ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٤٦ - مقصود
مقصود
(الَّذِينَ يَبْخَلُونَ): جبايى و ابو مسلم گويند: يعنى كسانى كه از زكات و صدقات واجب ديگر منع مىكنند: ابن عباس و مجاهد و سدى و ابن زيد گويند: يعنى كسانى كه از اظهار صفاتى را كه از پيغمبر شناختهاند، بخل مىورزند.
(وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ): و مردم را نيز امر به بخل مىكنند. ابن عباس گويد:
يعنى انصار را امر مىكنند كه از كمك و انفاق نسبت به پيغمبر و اصحابش خوددارى كنند. برخى گفتهاند: يعنى مردم را امر مىكنند به كتمان حق.
(وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ): و كوشش مىكنند كه ثروت خود را منكر شوند تا براى بخل خود عذرى داشته باشند. برخى گفتهاند: يعنى علم خود را نسبت به بعثت پيامبر گرامى اسلام، كتمان مىكنند. بديهى است كه آيه هر نوع بخلى را- خواه نسبت بمال و خواه نسبت به علم- شامل مىشود. بنا بر اين هر كس كه از اداى آنچه بر او واجب و لازم است، خوددارى كند و مردم را از آن كار باز دارد و فضيلت علمى و غير علمى را كتمان كند، مورد ملامت قرار مىدهد. در حديث است كه:
«هر گاه خداوند نعمتى به بندهاى داد، دوست دارد كه اثر آن نعمت را بر او بنگرد.»( وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً): براى كسانى كه منكر نعمت خدا نسبت بخود مىشوند و آن را كتمان مىكنند، عذابى مهيا كردهايم كه موجب خوارى و اهانت آنها مىشود. عذاب را متصف به «مهين» كرده است زيرا خود عذاب، اهانت است
.