ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٥ - مقصود
اغفال مشترى و ظلم است: اين عقيده از سدى است و از امام باقر (ع) نيز روايت شده است، ٢- حسن گويد: منظور اين است كه مال يكديگر را بدون استحقاق و معاوضه مصرف كنند بنظر وى پس از نزول اين آيه، مردم از مال يكديگر نمىخوردند تا اينكه اين حكم بوسيله: آيه ٦٠ سوره نور نسخ شده و بآنها اجازه داده شد كه از خانههاى يكديگر خوردنى مصرف كنند. لكن معناى اول قويتر است چه مالى كه انسان بر طبق موازين اخلاقى از ديگرى بخورد، اكل به باطل نيست ٣- مقصود اين است كه مال را بوجه نامشروع بگيرند و در راهى كه حلال نيست مصرف كنند.
(إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجارَةً عَنْ تَراضٍ مِنْكُمْ): جز اينكه از راه داد و ستدى باشد كه دو طرف معامله از آن راضى باشد. در باره معناى تراضى در تجارت، دو قول است:
١- شريح و شعبى و ابن سيرين و شافعى و اماميه گويند: مقصود اين است كه با جدا شدن بايع و مشترى از يكديگر معامله را امضا كنند و از خيارى كه در معامله دارند، صرف نظر كنند. در روايت است كه: بايع و مشترى مادامى كه از هم جدا نشدهاند، خيار دارند و اگر در معامله، خيار قرار دادهاند، مىتوانند از حق خيار استفاده كنند.
٢- مالك و ابو حنيفه گويند: مقصود از تراضى در تجارت فقط عقد بيع است.
(وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ): در باره اين جمله چهار قول است:
١- يكديگر را مكشيد زيرا شما پيرو يك دين هستيد و همچون يك جان شمرده مىشويد. چنان كه گفته شده است: بر خويشتن سلام كنيد (سلموا على انفسكم). حسن و عطا و سدى و جبايى بر اين عقيدهاند.
٢- ابو القاسم بلخى گويد: انسان را از خودكشى در حال غضب و ناراحتى منع كرده است، ٣- با ارتكاب گناهان و ايجاد دشمنى در اكل مال به باطل، اسباب هلاك خويش را فراهم مسازيد و خود را مستوجب عقاب نكنيد.
٤- از امام باقر (ع) روايت شده است كه: خود را بخطر ميفكنيد و با كسانى كه از شما نيرومندترند مجنگيد.