ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٠٢ - مقصود
كردم. گفت: مگر سوره نساء را نخواندهاى؟ گفتم: آرى گفت: نخواندهاى «فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى»؟ گفتم: اينطور قرائت نمىكنم. گفت: بخدا، اين آيه سه بار اينطور نازل شده است.
و به اسناد خود از سعيد بن جبير نقل كرده است كه او قرائت مىكرد: «فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمى» و به اسناد خود از شعبه از حكم بن عتيبه نقل كرده است كه گفت در باره اين آيه از وى سؤال كردم كه آيا نسخ شده است؟ حكم گفت: على بن ابى طالب (ع) فرمود:
اگر عمر نهى از متعه نمىكرد، جز آدم شقى كسى مرتكب زنا نمىشد و به اسناد خود از عمران بن حصين نقل كرده است كه وى گفت: آيه متعه در كتاب خدا نازل شد و پس از آن آيهاى كه آن را نسخ كند، نازل نشد و پيامبر گرامى ما را به انجام آن امر كرده و با او متعه كرديم[١] و چون از دنيا رفت ما را از اين كار نهى نكرد. پس از پيامبر، مردى خودسرانه هر چه دلش خواست، گفت. مسلم بن حجاج در روايت صحيح آورده است كه عطا گفت: جابر بن عبد اللَّه از عمره حج بازگشته بود ما به ديدنش آمديم.
مردم از چند چيز و از جمله «متعه» از او سؤال كردند. گفت: آرى، ما در عهد پيامبر و ابو بكر و عمر متعه را انجام دادهايم.
يكى از دلايلى كه لفظ «استمتاع» در آيه، بمعناى جماع و انتفاع نيست اين است كه اگر چنين بود، لازم بود كه اگر كسى از زن انتفاعى نبرد، مهرى بر ذمهاش نباشد. با اينكه مىدانيم كه اگر پيش از آميزش طلاقش دهد، نصف مهر را بايد بپردازد و اگر مقصود «نكاح دائم» باشد بحكم همين آيه، مرد بايد با اجراى صيغه عقد، همه مهر را بپردازد. در حالى كه خلافى در اين مطلب نيست، كه به خود عقد، همه مهر واجب نمىشود ولى در متعه، با جارى شدن صيغه عقد، همه مهر واجب مىشود، چنان كه از جمله(فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ) برمىآيد.
[١]- منظور متعه حج است و نظر او اين است كه عمر متعه زنان و متعه حج را تحريم كرد در حالى كه قرآن بآن دستور داده بود و ما متعه حج را با پيامبر گرامى بجاى آورديم.