ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧٩ - مقصود
قرائت:
ابو جعفر «ما اشهدناهم» خوانده است و ديگران «ما اشهدتهم» خواندهاند.
قرائت اول بمنظور تعظيم است.
يوم يقول: حمزه به نون و ديگران به ياء خواندهاند. قرائت نون، فعل را براى متكلم قرار ميدهد و در آيه پيش نيز «كنت» براى متكلم است. قرائت ياء بخاطر اين است كه كلام سابق به اتمام رسيده است. اگر قرائت نون صحيح بود، ميگفت:
«نادوا شركائنا».
لغت:
فسق: خارج شدن از حالى بحالى. گفته ميشود: «فسقت الرطبه» يعنى خرما از پوست خود خارج شد. و «فسقت الفاره» يعنى موش از سوراخ خود خارج شد. ابو عبيده گويد: اين كلمه، در اشعار و اشعار احاديث جاهليت به معناى معمول بكار نرفته، بلكه بعد از نازل شدن قرآن، رواج يافته است. مبرد گويد: گفتار ابو عبيده صحيح است. اما خود كلمه، در زبان عرب، از كلمات فصيح بوده است. قطرب گويد: «فسق عن امر ربه» يعنى:
از رد امر خداوند، سر در آورد. نظير «كسوته عن عرى و اطعمته عن جوع» يعنى: او را از برهنگى و گرسنگى خارج كردم.
عضد: بازو.
موبق: هر چه كه ميان دو چيز فاصله شود. و بوق: هلاك.
اعراب:
(بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا): «اسم بئس» مضمر و مفسر آن «بدلا» است. يعنى «بئس البدل للظالمين ذرية ابليس» بنا بر اين مخصوص به ضم، ذريه ابليس است.
مقصود:
اكنون خداوند متعال پيامبر خود را دستور مىدهد كه اين متكبران را- كه از مجالست فقرا- بيزار بودند، بياد داستان ابليس و گرفتاريهايى كه از راه تكبر دامنگيرش شد، بيندازد. فرمود: