ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧١ - لغت
ترجمه:
براى آنها در باره زندگى اين جهان مثل بزن. همچون آبى كه از آسمان نازل كردهايم و بوسيله آن گياهان زمين بهم در آميزند آن گاه خشك گردند و بادها آنها را پراكنده كنند و خداوند بر همه چيز تواناست. مال و فرزندان، زينت زندگى اين جهان هستند و باقيات صالحات، نزد پروردگارت، پاداششان بهتر و اميدشان بيشتر است. روزى كه كوهها را براه اندازيم و زمين را آشكار بينى و آنها را محشور كنيم و هيچيك را ترك نكنيم و بصف در آمده، به پروردگارت عرضه شوند. به آنها گفته شود:
چنان كه اول بار، شما را خلق كرده بوديم، پيش ما آمدهايد، ولى گمان ميكرديد كه هرگز براى شما وعدهگاهى قرار ندادهايم. و نامهها گذارده شوند و گنهكاران را از مضمون آن هراسان بينى و گويند: واى بر ما! اين چه كتابى است كه گناه كوچك يا بزرگى را ترك نكرده، مگر اينكه به شمار آورده است و هر چه كردهاند، حاضر يابند و پروردگارت به كسى ستم نمىكند.
قرائت:
نسير الجبال: ابن عامر و ابن كثير و ابو عمر، بتاء مضموم و ياء مفتوح و رفع «الجبال» خواندهاند و ديگران بنون مضموم و ياءِ مكسور و نصب «الجبال» خواندهاند.
نمونه قرائت اول(وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ) (نبأ ٢٠) و(إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ) (تكوير ٣) است. لكن قرائت دوم با حشرناهم فلم نغادر ... شبيهتر است.
لغت:
هشيم: گياه خشكيده.
ذرو و تذريه: بردن باد چيزهاى سبك را به اين طرف و آن طرف و «اذريت- الرجل عن الدابه» يعنى: او را از مركب بزير انداختم. شاعر گويد:
|
فقلت له صوب و لا تجهدنه |
فيذرك من اخرى القطاة فتزلق |
|
يعنى: به او گفتم: اسب را بدوان و او را به زحمت مينداز كه ترا بر زمين مىاندازد.