ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٧ - مقصود
برخى گويند: يعنى خداوند بهتر ميداند كه آنها تا وقتى كه مردند، چقدر در غار ماندند.
از قتاده نقل شده است كه: جمله( وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ...) حكايت از قول يهود است، بدليل اينكه: بدنبال آن ميفرمايد:( قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا) بدينترتيب، مىفرمايد:
تنها خداوند عالم است كه آنها چقدر در غار خفتهاند.
لكن اين قول ضعيف است، زيرا ظاهر آيه، نشان مىدهد كه خداوند در صدد خبر دادن از مدت خواب آنهاست، نه در صدد حكايت قول يهوديان. حمل آيه، بر حكايت، احتياج بدليلى قطعى دارد.
بديهى است كه منظور خداوند متعال، از اين آيه، استدلال است بر قدرت عجيب و شگفتانگيز خود و اين استدلال در صورتى صحيح است كه مدت خواب آنها معلوم باشد، بنا بر اين منظور از( قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا) بعد از بيان مدت خواب ايشان باطل كردن قول اهل كتاب است كه در اينباره، اختلاف كرده بودند پس منظور اين است: بگو اى محمد: خدا بمدت خواب ايشان داناتر است كه از آن خبر داده است. هر چه خداوند مىگويد، بپذيريد و گفتار اهل كتاب را ترك كنيد كه خداوند به اين موضوع، آگاهتر است.
(لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ): غيب، چيزى است كه از قلمرو ادراك انسان خارج باشد. يعنى: هيچ چيز از خداوند پوشيده نيست كه ادراكش نكند، بنا بر اين خداوند هر چه را كه در آسمانها و زمين از قلمرو ادراك مردم، پوشيده است. مىداند.
(أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ): عجب خداى بينا و شنوايى است! او همه چيز را مىبيند و مىشنود و هيچ چيز از او پوشيده نيست. جمله تعجب، بخاطر تعظيم مقام ربوبى بكار رفته است.
در روايت است كه مردى يهودى از على (ع) در باره مدت درنگ اصحاب كهف، در غار سؤال كرد. على (ع) مطلبى را كه در قرآن كريم بود، برايش بيان كرد. و گفت: در كتاب ما سيصد سال آمده است. فرمود: آنچه در كتاب شماست، از روى سالهاى شمسى است و آنچه در كتاب ماست، از روى سالهاى قمرى است.[١]
[١] بايد دانست كه سال شمسى برابر است با ٣٦٥ روز و ٥ ساعت و ٤٨ دقيقه و ٤٥ ثانيه( و سال قمرى برابر است با ٣٥٤ روز و ٨ ساعت و ٤٨ دقيقه.
هر گاه مقدار سال قمرى را در ٣٠٩ ضرب كنيم تقريباً ١٠٩٤٩٩ روز و هر گاه مقدار سال شمسى را در ٣٠٠ ضرب كنيم تقريبا ١٠٩٥٧٣ روز بدست مىآيد.
تفاوت اين دو عدد ٧٤ روز است يعنى ٣٠٩ سال قمرى ٧٤ روز از ٣٠٠ سال شمسى كمتر است. بديهى است كه در سال شمارى، به اين مقدار اعتنايى نميشود. مثلا هر گاه كسى در سن ١٥ سالگى باشد و دو ماه از ١٥ سال كمتر داشته باشد، به اين مقدار اعتنايى نمىكنند و مىگويند:
او ١٥ ساله است.