ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤١ - مقصود
راهنمايى است، زيرا اگر كسى اين دستور را اطاعت نكند، بدون ترديد گناهى نكرده است.
٣- مقصود نهى از اين است كه: انسان بگويد فردا فلان كار را خواهم كرد، زيرا ممكن است پيش از انجام آن كار از ميان برود يا اينكه حادثهاى از قبيل بيمارى و ... پيش آيد كه نتواند انجام دهد يا از آن تصميم منصرف شود. در هر صورت، اگر كار را نتوانست يا نخواست انجام دهد، دروغ گفته است، بنا بر اين بهتر است كه استثنا كند و عمل خود را به مشيت خداوند مشروط سازد، تا از دروغ مصون بماند.[١] بنا بر اين، اگر بگويد: فردا- انشاء اللَّه- به مسجد مىروم، از دروغ گفتن ايمن است، زيرا اگر خداوند، روز ديگر او را موفق ساخت كه به مسجد برود، دروغ نگفته است و اگر هم او را توفيق نبخشيد و نتوانست به مسجد برود، باز هم دروغ نگفته است، زيرا خواست خدا نبوده است.
اين معنى از جبائى است.
قبلا گفتيم كه: از پيامبر، داستان اصحاب كهف و ذو القرنين را سؤال كردند.
وعده داد كه روز ديگر پاسخ مىدهد، ولى «انشاء اللَّه» نگفت، از اينرو وحى خداوند بر پيامبر، قطع شد، بطورى كه بمشقت افتاد. خداوند اين آيه را نازل كرد و پيامبر خود را امر فرمود كه هر گاه وعدهاى مىدهد، استثنا كند و مشيت الهى را از ياد نبرد.
(وَ اذْكُرْ رَبَّكَ إِذا نَسِيتَ): در اينباره دو وجه است:
١- اين كلام، متصل به سابق است. در عين حال، در باره آن اختلاف كردهاند:
ابن عباس گويد: منظور اين است كه اگر استثناء را فراموش كردى، هر گاه يادت
[١] مولوى نيز در داستان عشق پادشاه و كنيزك چنين گويد:
|
گر خدا خواهد نگفتند از بطر |
پس خدا بنمودشان عجز بشر |
|