ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٥ - مقصود
بر در آن مىايستاد، آنها را نمىديد و نسيم ملايم هوا بداخل غار مىوزيد و به آنها آسايش مىبخشيد.
آنها در فراخناى غار، از لطف خداوند برخوردار بودند. در اين خوابگاه آرام و دور از سر و صداى انسانها، تنها خداوند مراقب آنها بود. شبهاى تاريك، ستارگان بنات النعش[١]، روبروى خوابگاه آنها بودند و از اعماق آسمان، به اين گريز پايان حقيقت پژوه، چشمك مىزدند. روزها و شبها و ماهها و سالها از پى يكديگر سپرى مىشدند و خورشيد، طبق برنامه هميشگى، بامدادان اشعه خود را از افق شرقى در همه جا مىگسترانيد و هنگام غروب، دامن خود را جمع ميكرد و سر در افق غربى فرو مىبرد. دست تقدير، آنها را طبق يك نقشه دقيق بغارى رهنمون شده بود كه در سايه و نيم سايه جاودانى غرق بود و پرتو تابناك خورشيد، آنها را نمىآزارد. محيط، كاملا براى يك خواب چند ساله، مساعد بود. در اين مدت دراز، از گرما و سرما مصون بودند.
رنگ پوست آنها تغيير نكرد و لباسشان كهنه نشد. در كنج غار، جريان ملايم و فرحبخش نسيم شمالى، آنها را همواره نوازش ميكرد، زيرا غار رو به شمال بود.
در اشاره به همين مطالب است كه مىفرمايد:
(ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ): اين است نمونهاى از آثار قدرت خداوند و دلايل و براهين روشن او.
(مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِيًّا مُرْشِداً): مردمى كه همچون اصحاب كهف، از هدايت الهى برخوردارند، هدايت يافته واقعى هستند و مردمى كه همچون دقيانوس و دار و دستهاش از هدايت الهى بدورند و گمراه شدهاند، براى آنها دوستى رهنما نمىيابى.
[١] هفت ستاره در آسمان در جهت قطب شمالى كه آنها را دب اكبر هم مىگويند و در دنباله آن هفت ستاره ديگر است كه آنها را دب اصغر مىگويند و ستاره قطبى در ميان آنها قرار دارد.
بنات النعش كبرى و بنات النعش صغرى هم مىگويند. در فارسى هفت برادران و هفت برادر و هفت اورنگ و هفتورنگ هم گفته شده.( فرهنگ عميد)