ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٤ - مقصود
شدهام كه تو نشدهاى. بيا بمن تأسى كن، تا راه مستقيم و هموار را- كه ترا از حق، دور و گمراه نسازد- بتو نشان دهم.
(يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ): پدر، شيطان را اطاعت مكن كه بمنزله پرستش كننده او خواهى بود. ترديدى نيست كه كافر، شيطان را پرستش نمىكند، بلكه او را اطاعت مىكند و اطاعت هم مثل پرستش است.
(إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا): شيطان بدرگاه خداوند عاصى است.
(يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا):
پدر، مىترسم از جانب خداوند، عذابى بتو برسد، زيرا بر كفر خويش اصرار مىورزى و بنا بر اين به شيطان واگذار مىشوى و او بحال تو سودى ندارد. اين معنى از جبائى است. ابو مسلم گويد: يعنى از لحاظ لعنت و خوارى، تابع شيطان خواهى بود. برخى گويند: در آتش جهنم همدم شيطان خواهى بود. برخى گويند: يعنى شيطان، براى نصرت و يارى، بر تو ولايت پيدا مىكند. اينكه مىگويد: تو ولى شيطانى و نمىگويد:
شيطان ولى تست، براى اين است كه براى آزر، سرزنش بيشترى باشد و او را رسوا گرداند. مقصود اين است كه: اگر گرفتار عذاب خدا شدى، شيطان هم ترا يارى نخواهد كرد و خوار و بدبخت خواهى شد.
قبلا به اين نكته اشاره كردهايم كه: مردى كه ابراهيم او را پدر مىخواند، جد مادرى ابراهيم است و نام پدر ابراهيم تارخ بود، زيرا به اجماع طائفه اماميه، همه پدران و نياكان پيامبر ما مسلمان و موحد بودهاند. از خود آن بزرگوار روايت شده است كه: خداوند همواره مرا از اصلاب پاك به ارحام پاك، منتقل مىكرد، تا اينكه مرا بعالم شما آورد. بديهى است كه كافر را پاك نمىخوانند، زيرا خداوند مىفرمايد:
(إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ) يعنى مردم مشرك نجس هستند.
(قالَ أَ راغِبٌ أَنْتَ عَنْ آلِهَتِي يا إِبْراهِيمُ): آزر در جواب ابراهيم گفت: ابراهيم، آيا از پرستش خدايان من روى گردان شدهاى!!( لَئِنْ لَمْ تَنْتَهِ لَأَرْجُمَنَّكَ): اگر دست از اين رفتار برندارى، ترا سنگسار مىكنم.