ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٥ - لغت
لغت:
فردوس: باغى كه انواع ميوهها و گلها را داشته باشد. برخى گفتهاند:
صحراى پر گياه است. گويند: اصل اين كلمه رومى است و در ادبيات عرب- بجز در بيتى از حسان- استعمال نشده است-
|
فان ثواب اللَّه كل موحد |
جنان من الفردوس فيها يخلد |
|
يعنى: پاداش خداوند باغهايى از فردوس است كه افراد يكتا پرست، در آن جاودان هستند.
حول: تحول و ديگرگونى. اين مصدر بر وزن صغر و عظم است.
مداد: وسيله نگارش.
مدد: آمدن چيزى بدنبال چيزى.
كلمه: جزئى از كلام. به قصيده هم- از لحاظ اينكه كلام واحدى است- كلمه گفته مىشود.
ممكن است گفته شود «كلمات» جمع قليل است و در اينجا به معناى كثير استعمال شده است. پاسخ اين است كه: در ادبيات عرب، استعمال جمع قليل بجاى جمع كثير و بالعكس مانعى ندارد. چنان كه مىفرمايد:( وَ هُمْ فِي الْغُرُفاتِ آمِنُونَ) (سبا ٣٧) با اينكه غرفههاى بهشت از حد شمارش بيرون است و مىفرمايد:( هُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ اللَّهِ) (آل عمران ١٦٣) با اينكه درجات نيز بىنهايت است. حسان گويد:
|
لنا الجفنات الغر يلمعن فى الضحى |
و اسيافنا يقطون من نجدة دما |
|
يعنى: ما راست كاسههاى سفيدى كه در روز مىدرخشند و از شمشير ما- بر اثر شجاعت- خون مىچكد[١].
[١] در اين شعر نيز چند جمع قليل بجاى كثير بكار رفته است. مىگويند: نابغه ذبيانى كه در بازار عكاظ در زير قبهاى سرخ مىنشست و شعر اشعار خود را براى او مىخواندند به حسان گفت: تو شاعرى. لكن كاسهها و شمشيرهاى خود را كم كردهاى! يعنى بجاى اسياف بايد سيوف و بجاى جفنات بايد« جفان» بگويى، مىگويند: خنساء نيز به حسان اعتراض كرد و گفت:( بجاى« بالضحى» بهتر بود« بالدجى» و بجاى« الغر» بهتر بود« البيض» و بجاى« يقطرن» بهتر بود« يسلن» يا« يفضن» مىگفت. ابو على فارسى منكر داستان نابغه بود.