ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٦ - مقصود
نعمت و لطف خداوند، گنج خود را استخراج كنند و مورد استفاده قرار دهند. مقصود خضر اين است كه به موسى تفهيم كند كه هر كارى انجام داده است، بخاطر لطف پروردگار به آن دو بچه يتيم و پدر ايشان بوده است.
(وَ ما فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي): اين كار را من به ميل خودم انجام ندادم، بلكه به امر خداوند متعال بود. ابن عباس گويد: مقصود خضر اين است كه از جانب خداوند اين مطلب براى من كشف شد و من انجام دادم.
(ذلِكَ تَأْوِيلُ ما لَمْ تَسْطِعْ عَلَيْهِ صَبْراً): آنچه براى تو بيان كردم، تفسير و توجيه كارهايى بود كه مشاهده آنها براى تو دشوار بود و مورد انكار قرار مىدادى.
ابو على جبائى گويد: جايز نيست كه هنوز خضر زنده باشد، زيرا اگر زنده بود، مردم او را مىشناختند و از جاى او مطلع مىشدند، علاوه بر اين بعد از پيامبر ما پيامبرى نيست.
لكن اين حرف صحيح نيست، زيرا براى خداوند مقدور است كه او را زنده نگاه دارد. بخصوص كه- باجماع مسلمين و غير مسلمين- كارهاى انبيا معمولا بر خلاف عادت است. همچنين مانعى ندارد كه او در ميان مردم باشد و او را ببينند و نشناسند.
اينكه مىگويد: بعد از پيامبر ما پيامبرى نيست، صحيح است. لكن نبوت خضر، پيش از نبوت پيامبر ماست. شريعت او نيز- اگر شريعت خاصى داشته- با شريعت ما نسخ شده است و اگر شريعت ديگرى را هم تبليغ مىكرده، باز بوسيله شريعت ما نسخ شده و ايراد جبائى غير وارد است.