فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٩٦
بعضى از كيدرى، به بيهقى نيشابورى ياد كردهاند؛ زيرا نيشابور در آن زمان مركز خراسان و شهرى بزرگ بود.
ثانياً، ضبط «كندرى» در كتب فقهى بسيار اندك است و قابل مقايسه با ضبط «كيدرى» نيست. ضمن آن كه غالباً، هر فقيهى كه از او با كندرى ياد كرده، به ميزان بيشترى، عنوان كيدرى را نيز در مورد وى به كار برده است.
متأسفانه تاريخ زندگى نويسنده به طور دقيق براى ما روشن نيست. شرح نهج البلاغه ـ مشهورترين كتاب نويسنده ـ در سال ٥٧٦ هـ . ق (٢١)و نوشته وى از تفسير مجمع البيان به سال ٥٨٩ هـ . ق (٢٢)و نيز دست نوشتهاى از وى در كتاب «الفائق» زمخشرى به سال ٦١٠ هـ . ق (٢٣)، تنها قراينى هستند كه او را از عالمان نيمه دوم قرن ششم و اول قرن هفتم معرفى مىكنند.
قطب الدين كيدرى از عالمان برجسته و چهرههاى علمى عصر خود و استاد و صاحب نظر در اكثر فنون بوده است (٢٤). برخى از اساتيد كيدرى كه در تراجم و منابع رجالى از آنان نام برده شده عبارتند از :
١.ابن حمزه: به گفته برخى، كيدرى شاگرد «محمد بن على بن حمزه طوسى» (٢٥)صاحب «وسيله» و «واسطه» (٢٦)، در فقه بوده است. البته در اصباح هيچ اشارهاى به او و كتابهايش نشده است؛ اما آنچه مسلم است، وى استادى به نام «عبدالله بن حمزة بن عبدالله بن حمزة بن حسن بن على بن نصير طوسى» صاحب
(٢١) سبحانى، جعفر، موسوعة طبقات الفقهاء، ج٧، ص٢١٥.
(٢٢) مؤسسه آل البيت (عليهم السلام)، مجلّه تراثنا، مسلسل ١٥، ص٢٣٤.
(٢٣) موسوعة طبقات الفقهاء، ج٧، ص٢١٥؛ اعيان الشيعه، ج٩، ص٢٥٠.
(٢٤) روضات الجنّات في احوال العلماء و السادات، ج٦، ص٢٩٥.
(٢٥) الفوائد الرجاليّه، ج٣، ص٢٤٢.
(٢٦) الذريعة، ج١٠، ص٦٦ و ج١١، ص١٠٩؛ اعيان الشيعه، ج٢، ص٢٦٣.