در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٠٠ - راه نقلى، در دست رس عموم
باطن (و حتى چند بطن) دارند همين است كه افراد واجد صلاحيت بتوانند از بطون و معارف عميق و عالى آنها استفاده كنند و كسانى كه در مراتب پايينترى هستند از ظواهر استفاده كنند و راههايى را كه مناسب با خودشان است فرا گيرند. در هر صورت، چنان نيست كه خداى متعال و انبيا و اولياى دين در نشان دادن كوتاهترين و بهترين راه وصول به مقصد نهايى بخل ورزيده يا كوتاهى كرده باشند.
به اعتقاد ما شيعيان، راه نقلىِ معتبر در اين زمان منحصر در قرآن و روايات پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) و ائمه اطهار(عليهم السلام) است. در اين ميان، گروه نسبتاً زيادى از مسلمانان شعار «حسبُنا كتاب الله» سر مىدهند و معتقدند قرآن به تنهايى براى رساندن انسان به سرمنزل مقصود كافى است. اين در حالى است كه بطلان اين انديشه با اندك تأملى واضح مىگردد. خداى متعال در قرآن مىفرمايد:
وَأَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ؛[١] و ما اين قرآن را بر تو نازل كرديم، تا براى مردم آنچه را كه به سوى ايشان نازل شده است تبيين نمايى.
در اين آيه تصريح شده كه قرآن بايد با تبيين و تفسير پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) همراه باشد. از اين رو بر اساس اين آيه اولا صرف نزول قرآن بدون تبيين و توضيح پيامبر(صلى الله عليه وآله) كافى نيست، و ثانياً آنچه كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) در تبيين و تشريح قرآن بيان مىفرمايد مانند خود قرآن براى ما حجت است و اعتبارش همانند اعتبار خود قرآن است.
اكنون كه سخن پيامبر(صلى الله عليه وآله) همچون خود قرآن براى ما حجت است و بايد از آن پيروى نماييم، بايد توجه كنيم كه يكى از دستوراتى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) به ما داده است رجوع به اهلبيت(عليهم السلام) پس از آن حضرت است. در اين باره بيانهاى متعددى از آن حضرت نقل شده است كه يكى از معروفترين آنها حديث معروف به «ثقلين» است كه شيعه و
[١] نحل (١٦)، ٤٤.