در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٩ - فطرى اما دست نيافتنى!؟
اصطلاحاً تمايلات «ناخودرو» يا «ناخودشكوفا» مىناميم. براى نمونه، ميل و گرايش بشر به «علم» و «دانستن» را مىتوان از اين قبيل دانست. انسان به طور طبيعى حس كنجكاوى و ميل به دانستن دارد. از همين رو كودكان معمولا به فاصله كوتاهى پس از زبان باز كردن شروع به سؤال كردن مىكنند و با طرح پرسشهاى متعدد مىخواهند با محيط و اشيا و افراد پيرامون خود بيشتر آشنا شوند. از اين رو اصل ميل به علم و دانش در بشر غريزى و فطرى است. اما آيا بارور نمودن و شكوفا كردن اين ميل و تعالى و به ثمر نشستن آن خود به خود و بىتلاش انسان صورت مىگيرد؟ هرگز اينگونه نيست. كسانى كه به فتح قلههاى رفيع دانش و كسب مقامات عالى علمى نايل مىآيند، در اين راه چه بىخوابىها كه نمىكشند و چه مغزها كه نمىسايند و چه خون دلها كه نمىخورند. مگر با تنآسايى و راحتطلبى و بىرنج و زحمت مىتوان گوهر علم را به كف آورد و به ستاره شدن در آسمان دانش چشم داشت؟ صرف فطرى بودن اين گرايش موجب سهل المؤونه بودن ارضا و رشد و شكوفايى آن نمىشود.
گرايش عرفانى نيز از همين قبيل است. اين گرايش گرچه فطرى است؛ ولى به فعليت رسيدن و در اوج قرار گرفتن آن نيازمند تلاشى از سوى خود انسان است. اين ميل ابتدا ناآگاهانه و خاموش است و با تلاشها و توجهاتى بايد به تدريج بيدار شود و از قوّه به فعليت درآيد. در ادامه نيز تعالى و شكوفايى هرچه بيشتر آن و نيل به مقام قرب الهى به طور خود به خود اتفاق نمىافتد، بلكه تلاش و پشتكار شبانهروزى و خستگىناپذير انسان را مىطلبد.
وآخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمين