در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٠ - بنده كشف و كرامت!
ساده و ابتدايى و درجات بسيار نازل عرفان و معرفت شهودى خداى متعال است و عارفان وارسته و راستين هيچ گاه به اين امور وقعى ننهاده و نمىنهند. خداى متعال بر اساس صلاح و مصلحتى كه خود از آن آگاه است؛ گاهى برخى از اين امور را به افرادى مىدهد و گاه نيز ممكن است مصالحى ايجاب كند كه اينگونه امور از فردى دريغ شود. همچنان كه در مواردى نيز كسانى با آنكه صاحب كرامت هستند اما بنا به مصالحى آن را ظاهر نمىكنند.
اصولا بايد توجه داشت كه كشف و كرامت و امثال آن چيزهايى نيستند كه انسان بخواهد به آنها دل ببندد و اگر به نظر دقيق نگاه كنيم، دلبستگى به اين امور در واقع نوعى شرك است و از دامهاى شيطان در اين راه محسوب مىشود. اگر كسى به سير و سلوك روى بياورد و زحماتى را در اين راه متحمل گردد و دستورات و ضوابط شرع را نيز به طور دقيق رعايت كند؛ ولى در عمق وجودش بخواهد به كشف و شهود برسد و كرامت پيدا كند، بايد متوجه باشد كه كاملا در اشتباه است و در مسير باطل گام برمىدارد. چنين كسى در مقام بندگى خدا نيست بلكه در واقع بنده كشف و شهود و كرامت است! اين سير و سلوك، قبله آمال و مقصودش نه خدا، كه كشف و شهود است؛ و از اين رو چنين سالكى وقتى به كشف و شهود رسيد ديگر از خدا طلبى ندارد. چنين كسى نظير آن مرتاضى است كه براى تقويت روح زحماتى كشيده و مزدش را هم دريافت كرده است.
بندگى حقيقى خدا اين است كه انسان خداى متعال را تنها به اين سبب كه خدا است بندگى كند، همين و بس؛ حال خداوند صلاحش چه باشد كه به چه كسى، چه چيزى بدهد يا ندهد؛ اين ديگر در اختيار او است. ما نبايد خدا را به اين انگيزه بندگى كنيم كه به كشف و شهود برسيم. اگر بندگى و اطاعت خداوند به انگيزه رسيدن به مقام كشف و شهود باشد از مصاديق اين آيه خواهد بود كه:
أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواه؛[١] پس آيا ديدى كسى را كه هوس خويش را معبود خود قرار داده است؟
[١] جاثيه (٤٥)، ٢٣.