در جستجوي عرفان اسلامي - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٧ - ظاهر، گواه باطن؟
كراراً متذكر شديم، داشتن علوم و اطلاعات غيرمتعارف و غيبى و شبهغيبى، و همچنين انجام كارهاى خارق العاده از امورى است كه مشترك بين حق و باطل است. بسيارى از كارهاى خارق العاده وجود دارد كه اهل باطل نيز ممكن است بتوانند انجام دهند. اشاره كرديم مرتاضان بسيارى هستند كه بدون اعتقاد به خدا و هيچ دين و مذهب صحيحى كارهاى خارق العادهاى انجام مىدهند. موارد فراوانى از اين نوع كارها هست كه به تصرفات جنّيان انجام مىشود و در برخى از آنها حتى خود فرد هم متوجه نيست كه در واقع اين جن است كه او را بر انجام آن كار خارقالعاده مدد مىرساند. بسيارى از اين توانايىها و انجام امور خارقالعاده نتيجه تقويت روح و رياضتهايى است كه فرد به واسطه آنها روح خود را قوى كرده است. اين نيز يكى از روابط علّى و معلولى و قانونهاى خداوند در اين عالم است. همان گونه كه با ورزش، جسم انسان تقويت مىشود و كارهايى انجام مىدهد كه ديگران نمىتوانند، كسانى هم كه رياضت مىكشند در واقع ورزش روحى انجام مىدهند و روحشان قوّتى پيدا مىكند كه مىتوانند كارهاى خارق العادهاى انجام دهند. اين امر دليل قرب به خدا نيست، بلكه زحمتى مىكشند و خداوند مزدشان را در همين دنيا مىدهد.
بنابراين صرف اين مطلب را كه برخى اعمال خارق العاده از كسانى سر بزند، نبايد دليل آن دانست كه آنها مقامات معنوى و عرفانى عالى و بالايى دارند. از مباحث انجام گرفته در اين كتاب، اكنون بايد به خوبى روشن شده باشد كه اصولا ركن اساسى و مهم در «عرفان» و سير الى الله، پايه و درجهاى است كه فرد در «معرفت خداى متعال» كسب مىكند. مقصود از اين معرفت نيز همچنان كه بارها اشاره شد، معرفت حضورى و شهودى است، و اين چيزى است كه غير از خود شخص، ديگران راهى به آن ندارند. اينكه آيا چنين معرفتى در نفس فرد وجود دارد يا خير، و اگر هست در چه پايه و درجهاى است، امرى است كه از حيطه علم و اطلاع ما خارج است و تنها از راه مطالبى كه شخص بر زبان مىآورد و بازگو مىكند كم و بيش مىتوان در اين باره حدسهايى